لیدی ال

Lady L

۳.۷ از ۵ · ۳۶ رأی۲۱۶ صفحه۴۹ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

رومن گاری در رمان لیدی ال دو دلداده را از میان خیل جوانان اواخر قرن پر آشوب قرن نوزدهم برگزیده که یکی ـ آرمان ـ سودای مبارزه سیاسی را در سر می‌پروراند و دیگری ـ دیانا ـ سودایی عشق است و معشوق را به تمامی برای عشق ورزیدن می‌خواهد. پیداست که در کشاکش عشق و مبارزه چه بسا یکی فدای دیگری می‌شود، و در این هنگامه پر غوغا پیوسته شکننده‌تر آسیب‌پذیرتر است.

تعداد صفحه
۲۱۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۲۰۵۱۹۲
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۴۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴۹ نقل قول

گاهی وقت‌ها نمی‌توانم تحملش کنم. نمی‌توانم این فکر را تحمل کنم که یک روز از دنیا بروم و تو را برای همیشه از دست بدهم. نمی‌توانم روزی را تصور کنم که نتوانم به این‌جا بیایم تا با تو باشم، پیشت بنشینم، حرف بزنیم و با تو زندگی کنم؛ همان‌طور که در پنجاه‌سال گذشته تقریبا هر روز این کار را کرده‌ام.

لیدی‌ال دریافت که بسیار دیر به دنیا آمده است. دنیای جدید، جای زن عاشق نیست.

وقتی هشتادساله باشی، دیگر فرصت انتخاب و دستچین‌کردن را نداری…

نمی‌دانی چه روزهایی را بی تو گذرانده‌ام. به خاطر این روزها از تو بدم می‌آید. می‌توانستیم با هم خوشبخت باشیم…

عجیب است که پنجا‌ه‌سال عمر به چه سرعت می‌گذرد و انسان، چقدر کم می‌تواند گذشته‌ها را به فراموشی بسپارد.