زندگی در پیش رو

La vie devant soi

۴ از ۵ · ۹۲ رأی۲۲۲ صفحه۱۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

او بچه‌یی‌ست که می‌بیند، خوب هم می‌بیند. تیز هم می‌بیند و همه را هم ضبط می‌کند. هم‌صحبت‌هایش یک پیرمرد مسلمان عاشق قرآن و عاشق ویکتور هوگو است و یک زن پیر زن درد‌مند. هر چند با بچه‌ها حرف می‌زند و بازی می‌کند، اما با آن‌ها یکی نمی‌شود. در مجاورت آن‌ها بچه نمی‌شود. او بچه‌یی‌ست ساخته نویسنده. اما بچه‌یی به شدت پذیرفتنی و دوست داشتنی. کتاب نیز به هم‌چنین. در بیست صفحه اول کتاب، محمد می‌خواهد همه چیز را به سرعت بگوید؛ پس درهم و برهم حرف می‌زند. می‌خواهد مثل بزرگ‌ترها حرف بزند؛ پس گنده‌گویی به سبک بچه‌ها می‌کند. جمله‌بندی‌هایش گاه از لحاظ دستوری غلط است حرف‌ها و مثال‌هایش گاه، در کمال خلوص نیست، پرت و عوضی است! و گاه درک نشدنی. به همین دلیل ذهن خواننده در آغاز کمی مغشوش می‌شود اما بعد به روش گفتار او عادت می‌کند، و تمام پراکنده‌گویی های گاه گاه محمد را راحت می‌پذیرد.

تعداد صفحه
۲۲۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۹۲۸۳۱۶۶
سال نشر
۱۳۸۷
تعداد نقل قول
۱۱
نسخه‌ها
جلد کتاب زندگی در پیش رو
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۱ نقل قول

حالا می‌فهمیدم، به قدر کافی زندگی نکرده بودم تا تجربه کافی به دست آورم حتی امروز هم که با شما حرف می‌زنم می‌دانم ولو اینکه آدم خیلی هم زجر کشیده باشد باز همیشه یک چیزی برای یاد گرفتن باقی می‌ماند.

اغلب فکر می‌کنم که وقتی با آدم خیلی زشتی زندگی کنیم، عاقبت به خاطر زشتی‌اش هم دوستش خواهیم داشت.

وقت با کاروان شترش آهسته از سوی بیابان می‌آید عجله‌ای هم ندارد، چون بارش ابدیت است. اما چنین تعریفی وقتی واقعاً شنیدنی است که آن را عملاً روی صورت آدم پیری ببینیم که هر روز چیزهای بیشتری از او دزدیده می‌شود. اگر عقیده من را بخواهید، می‌گویم که که سراغ وقت را باید از دزدها گرفت.

زندگی موجب زیستن مردم می‌شود بدون اینکه توجه کنند بر آنها چه می‌گذرد.

قانون برای حمایت از کسانی درست شده که چیزهایی داشته باشند و بخواهند در مقابل دیگران از این چیزها دفاع کنند.