کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم
Ne margem do rio piedra eu sentei echeorei
- نوشته پائولو کوئیلو
- ترجمه میترا میرشکار
- ناشر پر
این کتاب نخستین بخش از تریلوژی «و در روز هفتم» است. دو بخش دیگر این سهگانه، رمانهای «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد» و «شیطان و دوشیزه پریم» هستند. در هرسه کتاب، به یک هفته زندگی انسانهایی معمولی پرداخته میشود که هرکدام به یک باره خود را پیش روی عشق، مرگ یا قدرت مییابند. به اعتقاد نویسنده، چه در هر انسان و چه در سراسر جامعه، دگرگونیهای ژرف در دورههای زمانی بسیار کوتاهی رخ میدهد. درست وقتی که هیچ انتظارش را نداریم، زندگی پیش روی ما مبارزهای مینهد تا شهامت و ارادهمان را برای دگرگونی بیازماید. از آن لحظه به بعد حاصلی ندارد که وانمود کنیم چیزی رخ نداده است. این مبارزه منتظر ما نمیماند. زندگی به پشت سر نمینگرد. یک هفته فرصت زیادی است تا تصمیم بگیریم که سرنوشت خود را بپذیریم یا نه.
- تعداد صفحه
- ۱۹۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۸۰۰۷۱۹۰
- سال نشر
- ۱۳۸۷
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
عشق به یک ماده ی مخدر میماند، در آغاز احساس سرخوشی و تسلیم مطلق به آدم دست میدهد، روز به روز بیشتر میخواهی، هنوز معتاد نیستی اما از آن احساس خوشت میآید و فکر میکنی میتوانی در اختیار خودت داشته باشیش، چند دقیقه به معشوق میاندیشی و بعد سه ساعت فراموشش میکنی. اما کم کم به آن شخص عادت میکنی و کاملاً به او وابسته میشوی، حالا دیگر سه ساعت به او فکر میکنی و دو دقیقه فراموشش میکنی. اگر در دسترس ت نباشد همان احساسی را داری که معتادهای خمار دارند. معتاد برای به دست آوردن مواد، تن به هر کاری میدهد و تو هم حاضری به خاطر عشق دست به هر کاری بزنی. پس تنها باید به کسی عشق بورزیم که میتوانیم او را در کنارمان داشته باشیم.