ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد

Veronika deciedes morir

امتیاز نداده‌اید

این رمان ماجرای دختر جوانی است به نام ورونیکا که با وجود داشتن یک زندگی به ظاهر رضایت‌بخش، اقدام به خودکشی می‌کند، زیرا به دلیل احساس خلاء در وجودش، زندگی را مطابق میل خود نمی‌یابد. اما اطرافیان، او را که با خوردن قرص دست به خودکشی زده، روانه بیمارستان می‌کنند. او که اینکه از مرگ نجات پیدا کرده، خود را در بیمارستان روانی می‌بیند، در حالی که قلب او در اثر مصرف قرص‌ها به شدت آسیب دیده و هرآن او را به مرگ نزدیک‌تر می‌سازد. ورونیکا به تدریج با مشاهده بیماران به اکتشاف اموری می‌رسد که پیش از آن هرگز خود را مجاز به شناسایی آنها ندانسته بود، اموری همچون نفرت، کنجکاوی، ترس و عشق.

تعداد صفحه
۲۴۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۰۰۷۱۷۶
سال نشر
۱۳۸۶
تعداد نقل قول
۳۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳۱ نقل قول

سرانجام در یک روز شاد و روشن،نتیجه می‌گیرم که زندگی لایه ای دیگر ندارد همین است که هست، چرا نگران آن باشم؟ و آن را می‌پذیرم.

زندان هرگز زندانی را تربیت نمیکند فقط به او میاموزد که جنایت‌های بیشتری انجام دهد

اگر همه آدم‌ها می‌توانستند جنون درونی خود را بشناسند و با آن زندگی کنند، جهان بدتر از این می‌شد؟ نه، آدم‌ها مهربان‌تر و شاد‌تر بودند.

واقعیت چیزیه که اکثریت مردم بهش اعتقاد دارند، اما لزوما بهترین یا عاقلانه‌ترین نیست، اما چیزیه که در برابر نیاز‌های جامعه پذیرفته شده است.

وقتی کنار دیگران هستیم و آنها چیزی نمی‌گویند، موقعیت آزار دهنده و غیر قابل تحمل پیش می‌آید.