تصادف شبانه

Accident nocturne

۳.۴ از ۵ · ۱ رأی۱۲۰ صفحه۳ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

یادم می‌آید بعدازظهر یک روز بارانی، مردی با بارانی گاباردین خاکستری و ته‌ریش، برگه‌هایی در کارتیه‌لاتن پخش می‌کرد. توی آن برگه‌ها پرسش‌نامه‌ای بود که مربوط می‌شد به یک تحقیق در مورد جوانی. سوال‌ها به نظرم عجیب می‌آمدند: ساختار خانوادگی شما چگونه بوده است؟ جواب داده بودم: ساختاری نداشته‌ام. خودتان فکر می‌کنید پسر (یا دختر) خوبی برای والدیتان هستید؟ هیچ‌وقت پسر کسی نبوده‌ام. با تحصیلاتی که فرا گرفته‌اید، قصد دارید به پدر و مادرتان احترام بگذارید و خودتان را با محیط اجتماعی‌تان وفق دهید؟ تحصیلاتی نداشته‌ام. پدر و مادری نداشته‌ام. محیط اجتماعی هم نداشته‌ام. ترجیح می‌دهید انقلاب کنید یا به تماشای چشم‌اندازی زیبا بنشینید؟ تماشای چشم‌انداز زیبا...

تعداد صفحه
۱۲۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۲۷۳۲۴
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳ نقل قول

بوها بهترین چیز برای جان دادن به گذشته هستند.

انگار تقدیر یا تصادف، سماجت می‌کند و می‌خواهد ملاقاتی ترتیب دهد و زندگی تان را سمت مسیر تازه ای هدایت کند، ولی معمولا شما به این ندا جواب نمی‌دهید و از کنار آن چهره می‌گذرید، او برای همیشه ناشناس می‌ماند و شما هم احساس آرامش می‌کنید و هم سرزنش.

جایی خوانده بودم، ملاقات هایی که تقدیر جلوی راه آدم می‌گذارد بسیار محدودند…عشق خودش خواهد آمد، بی هیاهو… نمی‌توان از آن فرار کرد… آرام و آهسته می‌آید و در گوشه‌ای از قلبت می‌نشیند. زمانی متوجه آمدنش خواهی شد که بدون آن نفس کشیدن دشوار می‌شود…