محاکمه
Prozess
- نوشته فرانتس کافکا
- ترجمه سارا رحیمی
- ناشر قاصدک صبا
یوزف ک، کارمند فروتن بانک، یک روز بامداد پی میبرد که بدون ارتکاب گناهی مشخص، متهم شده است. به گمانش، اثبات بیگناهیش ساده است، ولی بزودی خود را در دندهها و چرخهای ماشین تو در توی محاکمهای گرفتار مییابد که راهبرندهاش عدالتی رنجناک است و نمایندگانش کارمندانی دونپایه و مستقر در دفترهایی پلیدند. یوزف ک. که از این دیوستان و جهان پوچ میهراسد ولی همچنین به سویش کشیده میشود، دیگر خودش نمیداند که آیا بیگناه است یا گناهکار. با این همه دلش میخواهد زندگی کند، اما توان بایسته پایداری با دو دژخیمی را ندارد که، بهسان دو آدمکش، و به نام عدالتی که وجود ندارد، به آهنگ داد گستردن به سراغش میآیند.
- تعداد صفحه
- ۲۸۸
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۵۶۷۵۰۱۶
- سال نشر
- ۱۳۸۹
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
در این آیینهای دادرسی همیشه چیزهایی گفته میشود که آدم دیگر ازشان سر در نمیآورد، آدمها خستهتر و پریشانتر از آنند که فکر کنند و این است که به خرافات پناه میبرند… و یکی از خرافهها آن است که آدم میتواند از روی صورت کسی، مخصوصاٌ خط لب هایش بگوید که پرونده او چگونه از آب در میآید
مطالعه ی آثار عجیب و کابوس وار کافکا به ما یادآوری میکند که پشت نقاب زندگی روزمره ی هر فرد، یک زندگی عاطفیِ منحصر به فرد و پر فراز و نشیب وجود دارد.

