نامههایی به میلنا
Briefe an milena
- نوشته فرانتس کافکا
- ترجمه سیاوش جمادی
- ناشر شادگان
در ((نامههایی به میلنا))، عشق به مصاف خودشناسی بیرحمانه و اندیشههای پر کشمکش میرود. این همه ترس و تشویش، این همه مشتاقی و پریشانی و این همه کشش و گریز از چیست؟ جاذبه زنانه یا مهارشدنی و تدبیر پذیر است یا صیاد اراده. در هر حال، به شرط رضایت معشوق، تصمیم برای مرد عامی چندان دشوار نیست، کافکا را چه میشود؟...
- تعداد صفحه
- ۲۵۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۹۰۰۹۶۸۱
- سال نشر
- ۱۳۸۲
- تعداد نقل قول
- ۵
نقل قولها و فعالیتها
۵ نقل قول
گاه احساس میکنم ما دوتن دراتاقی دو در هستیم ودرهای اتاق روبه روی یکدیگر قرار دارند. هریک از ما دسته یکی از درها را به دست گرفته است. یکی از ما چشمکی میزند و آن دیگری بلافاصله خودش را پشت در قایم میکند. در این هنگام اولی ناچار است حرفی بزند. دومی فورا در را پشت سر خود میبندد تا دیگر دیده نشود اما او مطمئن است که در را دوباره باز خواهد، زیرا این اتاق جایی است که شاید نتوان از آن بیرون رفت. ای کاش اولی دقیقا مثل دومی نبود. ای کاش او به آرامی چنان به سامان دادن ومرتب کردن اتاق میپرداخت که گویی آن اتاق نیز اتاقی است مثل همه اتاق ها. اما به جای همهاینها او دقیقا همان کاری را میکند که دیگری در پشت در خود میکند. حتی گاه پیش میآید که هردو پشت درهایشان هستند و اتاق زیبا خالی است.
تو 38 سال سن داری و آنقدر خسته ای که شاید هیچکس در اثر گذر سالیان عمر به پایت نمیرسد. یا به زبانی درستتر: تو در حقیقت خسته نیستی بلکه ناآرامی و از اینکه گامی بر این زمین برداری هراسان. گویی دامهای بشری موی بر تنت سیخ میکنند و از همین روست که همواره هر دو پایت همزمان در هواست.
سرانجام من پرسیدم: « شاید من باید تمام مدت روز را انتظار بکشم؟» تو پاسخ دادی بله و به طرف اشخاصی که در آنجا منتظرت بودند رو گرداندی. پاسخت بدان معنا بود که دیگر اصلا نخواهی آمد و تنها اجازه ای که به من میدهی اجازه ی انتظار کشیدن است.
پرسش دیگر بس است. پرسشها در دنیای زیرزمینی خود در خواب خوش غنوده اند. چرا با افسون آنها را آفتابی و آشکار کنیم؟ پرسشها خاکستری و اندوهناکند و پرسنده را نیز چنین میکنند.
سرانجام چه زمانی کسی خواهد آمد تا این جهان وارونه را راست کند؟