ویران میآیی
- نوشته حسین سناپور
- ناشر چشمه
متولد ۱۳۳۹. شروع داستاننویسی و نوشتن نقد داستان و نقد فیلم و گاهی فیلمنامههای کوتاه از ۱۳۶۳. چاپ کردن این نوشتهها در نشریات مختلف در همین سالها و تا سالها بعد. از حدود سال ۱۳۷۲ تا هفت سال بعد روزنامهنگاری در بخشهای ادب و هنر چهار روزنامه. اولین کتابهای چاپ شده، داستانهای بلندی برای نوجوانان: پسران دهکده (۱۳۶۹، انتشارات سروش)، افسانه و شب طولانی (۱۳۷۱، انتشارات کانون پرورش فکری). انتشار رمان نیمهی غایب ( ۱۳۷۸، نشر چشمه) که برندهی اولین دورهی جایزهی مهرگان و همینطور جایزهی یلدا ( انی یکی را بهطور مشترک) میشود و تا سال ۸۷ پانزده بار چاپ شده است. انتشار رمان ویران میآیی (۱۳۸۲، نشر چشمه) که نامزد جایزههای بنیاد گلشیری و یلدا میشود و تا سال ۸۷ چهار بار چاپ شده است. از کتابهای غیر داستانی او دو مجموعه مقاله در زمینهی داستاننویسی (ده جستار داستاننویسی در سال ۱۳۸۳ و جادوهای داستان در سال ۱۳۸۷، هر دو در نشر چشمه) و همینطور گردآوری مجموعه مقالاتی دربارهی آثار هوشنگ گلشیری به نام همخوانی کاتبان (۱۳۸۰، نشر دیگر) است. آخرین کارهای چاپ شدهی سناپور، شمایل تاریک کاخها و مجموعه شعر سیاههی من است. رمان لب بر تیغ نیز از او از سال ۸۴ آمادهی انتشار و منظر دریافت مجوز است. همچنین نزدیک ده سال است که داستاننویسی هم تدریس میکند.
- تعداد صفحه
- ۱۸۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۱۲۶۱
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۷
نقل قولها و فعالیتها
۷ نقل قول
بعضی چیزها را آدم نداند بهتر است. چون تا وقتی نمیدانی بهت ربطی هم پیدا نمیکند، اما تا دانستی، یقه ات را میگیرد و دیگر تا آخر عمر باهات است
حالا آنجا نیستم، هیچ جا نیستم؛ بادم که از همه طرف میدود و لای این دهانهای گشاد قیقاج میدهد و فرار میکند؛ برگ چنار قهوه ای ام اصلا که یواشکی از کنار چشم شان میافتم رو سبزی چمن و قایم میشوم؛ دود سیگار آن آقا هستم که همینطور که خودش میرود پشت سرش جا میمانم و سبک میشوم و نازک، و جلو جسمها میروم بالا و غیب میشوم.
اصلا دیگر زمان چیست جز سکوتی سنگی، که میتوان بر بالای آن گردش کرد و رفت و بازگشت و از همه طرف نگاهش کرد.
من هم میدانستم این لبخند و چهره ی خودم نیست، اما آن را دوست داشتم. این یکی از چیزهای اصل کاری بود که میخواستم همیشه داشته باشم ش تا وقتی آنی میشوم که خودم میخواهم، یعنی آدمی که همه چیز خودش را دوست دارد، این لبخند هم باهام باشد.
مقصر کسی نیست. تقصیر یعنی جمع شدن هزار عمل هزار آدم مختلف از پدر پدربزرگهامان تا حالای خودمان