مردی در تبعید ابدی

۴.۲ از ۵ · ۹ رأی۲۷۲ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

اصولا، هرجا که ملاصدرا بود، آنجا صدا هم بود، پچپچه هم بود، نگاه‌های غریب هم بود، شایعه و حکایت ـ تا مرزهای افسانه ـ هم بود. چرا؟ هیچ‌کس نمی‌دانست. مکتب صدرا، بسته بود و محدود. وابستگان به آن، هر کسی را به درون این محفل راه نمی‌دادند. شاید به همین علت هم بود که شایعات، شکل می‌گرفت. چیزی که رویت نمی‌شود، به هر شکلی می‌تواند مجسم شود. هر چیز که حرکت می‌کند اما به نقطه وضوح نمی‌رسد می‌تواند یک پرنده، یک پری، یا موجودی، حتی، باور نکردنی‌تر از پری دریایی باشد. در پس پرده‌ی افتاده، چه دانی چه خبرهایی هست؟

تعداد صفحه
۲۷۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۱۷۵۰۲۸
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

عشق به دیگری ضرورتیست که از حادثه برمی خیزد نه از اراده و انتخاب، و همین، کار را مشکل می‌کند. در به در که نمی‌توان به دنبال محبوب خاکی گشت. در هر خانه را که نمی‌توان کوبید و پرسید: آیا یار من، اینجا منزل نکرده است؟ سرِ هر گذر، همچو اوباش، نمی‌توان اِستاد و در انتظار عبور یار، زمان را کُشت… و همین‌هاست که کار را مشکل می‌کند.