دوباره از همان خیابان‌ها (داستان‌های کوتاه)

۳.۸ از ۵ · ۷ رأی۲۰۰ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

بیژن نجدی در نوشتن و سرودن پر ‌کار، اما در انتشار دادن کمتر فعال و پیگیر بود. اما همان ده داستان کوتاهی که نخستین کتاب منتشر شده‌ او را تشکیل دادند، (یوز پلنگانی که با من دویده‌اند، نشر مرکز، ۱۳۷۳) کافی بودند تا جامعه‌ ادبی ایران قدر او را بداند، کمیت را به جای کیفیت نگیرد، و خصلت متمایز و ممتاز داستان‌های او را تشخیص دهد. نجدی قرار بود به دیگر نوشته‌‌هایش هم سر و سامانی بدهد و آن‌ها را آماده‌ انتشار سازد، اما متاسفانه دست تقدیر تحقق این امر را در حیات ا‌و میسر نساخت. در کتاب حاضر برخی از داستان‌های بازمانده از او، که به همت همسر همدل وی آماده‌ نشر شده، گرد آمده‌اند. داستان‌های ناتمام بازمانده از او نیز در مجموعه‌ دیگر‌ی با نام داستان‌های ناتمام انتشار یافته است.

تعداد صفحه
۲۰۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۰۵۵۶۶۰
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

رفته بود به کردها یاد بده که چطوری آدم می‌تونه با آستین کتش ،گریه صورتشو پاک کنه. می‌فهمی؟ از داستان یک سرخپوست در آستارا - دوباره از همان خیابان‌ها