زندگی جای دیگری است

Zivot je jinde

۴ از ۵ · ۲ رأی۳۳۸ صفحه۹ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

رمانی درباره سرخوردگی از دوره جوانی. میلان کوندرا در این رمان در قالب زندگی‌نامه یک شاعر جوان به تحلیل یک فاجعه می‌پردازد: اینکه شعر چگونه به یاری نیروی شر در اجتماع می‌آید و هنر بر ضد آزادی بر ضد جوهر خود به کار گرفته می‌شود. برداشت فلسفی و زبان نافذ کتاب، از همان آغاز خواننده را با مسائل بنیادی بشر روبرو می‌کند و خواه ناخواه به تفکر وا می‌دارد.

تعداد صفحه
۳۳۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۴۴۳۳۰۲
سال نشر
۱۳۸۸
تعداد نقل قول
۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۹ نقل قول

فکر میکنید گذشته برای این قابل تغییر نیست که دیگر گذشته و تمام شده؟ وای، نه. لباس گذشته از تافته ای هزار رنگ درست شده و هر بار که به طرفش برمیگردیم، آن را به رنگ دیگری میبینیم.

انقلاب و جوانی زوج خوبی را تشکیل میدهند. انقلاب به میانسالان چه وعده ای میتواند بدهد؟ به بعضی فلاکت وعده میدهد و به بعضی دیگر نعمت. اما این نعمات چندان نمی‌ارزند، چون به خزان زندگی مربوط میشوند، و به همراه مزایایشان، فعالیتی طاقت فرسا، فروپاشی عادات و رسوم و تردید به بار می‌آورند.

دانشمند پیر همچنان که این جوانان پرهیاهو را نگاه میکرد، ناگهان متوجه شد که در این سالن او تنها کسی است که از امتیاز آزادی برخوردار است، چون سالخورده است؛ فقط وقتی آدم سالخورده است میتواند هم نظریات این گله را نادیده بگیرد و هم نظریات جمع و آینده را. او با مرگِ نزدیکش تنهاست و مرگ نه چشم دارد و نه گوش؛ او احتیاجی ندارد که مورد پسند مرگ واقع شود؛ میتواند هرکاری که دوست دارد بکند و هر چه دلش میخواهد بگوید.

دخترک در آسمانِ پر ستاره ی عشقهای او، همچون ستاره ای حقیر و گذرا محسوب میشد، اما حتی یک ستاره ی کوچک هم، هنگامی که ناگهانی از جایش کنده شود، میتواند به طرز تاخوشایندی هماهنگی کائنات را بر هم بزند.

ثانیه هایی که او در آن زندگی میکند، همچون ابدیت وسیع است؛ و این چند خانم و آقایی که او را نگاه میکنند، تماشاچیان این دنیا هستند! او یا با قدمهایی محکم و مردانه از این دنیا عبور خواهد کرد، یا سزاوار زندگی کردن نخواهد بود!