- نوشته خولیو کورتاسار
- ترجمه جیران مقدم
- ناشر مان کتاب
بدا به حال کسی که کورتاسار نخوانده. نخواندن کورتاسار بیماری نامرئی لاعلاجیست که عوارضش بعدها معلوم میشود. انگار که به عمرت طعم هلو را نچشیده باشی. کمکم افسرده و افسردهتر میشوی... و شاید هم به تدریج موهایت بریزد. این یاوه مرصع مشعشع به نثری شاعرانه که اغلب با احساس، نه ادراک، سر و کار دارد، از محبوبترین آثار کورتاسار در دنیاست و شخصیتهای دوستداشتنی آن خلخلهای، بچه مثبتها، دوست جونها بازتاب پنهانیترین زوایای وجود ما و دنیای پیرامونماناند که با طنازی منحصر به فردی پرداخته شدهاند.
- تعداد صفحه
- ۸۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۹۶۷۶۴۴۹
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
یک دوست جون خانه ای ساخت و در ورودی آن یک تابلو زد که رویش نوشته بود: « به کسانی که به این منزل میآیند خوشامد میگوییم. » یک بچه مثبت خانه ای ساخت و در ورودی آن هیچ چیز نصب نکرد. یک خل خلی خانه ای ساخت و بر طیق رسوم، در ورودی تعداد زیادی تابلو زد که یا خریده بود یا داده بود برایش بسازند. تابلوها طوری نصب شده بود که میشد به ترتیب خواندشان. روی اولی نوشته بود: « به کسانی که به این منزل میآیند خوشامد میگوییم. » روی دومی نوشته بود: « در خانه ی ما رونق اگر نیست صفا هست. » روی سومی نوشته بود: « اینجا را خانه ی خودتان بدانید. » روی چهارمی نوشته بود: « ما واقعا فقیریم اما بخیل نیستیم. » روی پنجمی نوشته بود: « این تابلو همه ی قبلیها را نقض میکند. بزن به چاک، توله سگ! »



