بی‌اهمیت‌ها و بااهمیت‌ها (داستانک‌ها و گزین‌گویه‌هایی از خولیو کورتاسار)

Historia de las famas y cronopios

۴.۲ از ۵۹۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

ادبیات برای من در حکم حرفه نیست... حقیقت آن‌که من برای ادبیات - به صورت یک اسم خاص - سر سوزنی ارزش قائل نیستم؛ تنها چیزی که مرا به خود می‌کشاند جستار (و گاه یافتن) خودم در دست و پنجه‌ای است که با کلمات نرم می‌کنم و گاه به صورت چیزی به نام کتاب پدیدار می‌شود... من سرگرم نوشتن کتاب‌هایم بوده‌ام، که با همان سیر تکاملی ادبیات ظاهر شده‌اند؛ یعنی که ابتدا از شعر شروع کرده‌ام و سپس به نثر روایی پرداختم... و سرانجام در این عرصه شخصی‌ترین شیوه ممکن را تدبیر و ابداع کردم که آن - بنا عقایدی که بدان‌ها ارج می‌نهم و از خود من مایه گرفته‌اند - از طریق طنز به جست‌وجوی عشق رفتن است...

تعداد صفحه
۹۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۷۸۲۶۳۲۴
سال نشر
۱۳۹۶
نسخه‌ها
جلد کتاب قصه‌های قر و قاطی 1
جلد کتاب قصه‌های قر و قاطی 3
جلد کتاب داستان‌های کرونوپیوها و فاماها
جلد کتاب بی‌اهمیت‌ها و بااهمیت‌ها (داستانک‌ها و گزین‌گویه‌هایی از خولیو کورتاسار) مجموعه داستان خارجی
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

یک دوست جون خانه ای ساخت و در ورودی آن یک تابلو زد که رویش نوشته بود: « به کسانی که به این منزل می‌آیند خوشامد می‌گوییم. » یک بچه مثبت خانه ای ساخت و در ورودی آن هیچ چیز نصب نکرد. یک خل خلی خانه ای ساخت و بر طیق رسوم، در ورودی تعداد زیادی تابلو زد که یا خریده بود یا داده بود برایش بسازند. تابلوها طوری نصب شده بود که می‌شد به ترتیب خواندشان. روی اولی نوشته بود: « به کسانی که به این منزل می‌آیند خوشامد می‌گوییم. » روی دومی نوشته بود: « در خانه ی ما رونق اگر نیست صفا هست. » روی سومی نوشته بود: « اینجا را خانه ی خودتان بدانید. » روی چهارمی نوشته بود: « ما واقعا فقیریم اما بخیل نیستیم. » روی پنجمی نوشته بود: « این تابلو همه ی قبلی‌ها را نقض می‌کند. بزن به چاک، توله سگ! »