قصه‌های قر و قاطی 3

۴.۲ از ۵ · ۲ رأی۶۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

باید ۱ کلکی سوار کنم و به بهانه این‌که مثلا دارم گزارشی را پاک‌نویس می‌کنم چند ورق کاغذ صورتی یا سبز را پر کنم از کلماتی که با بازی‌هایشان و از این شاخه به آن شاخه جهیدن‌ها و به هم پریدن‌های بی‌امانشان حالم را جا بیاورند... آن وقت مدادم ۴ نعل می‌تازد تا کلمات ممنوعه را شکار کند...

تعداد صفحه
۶۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۹۰۸۲۷۴۵
سال نشر
۱۳۸۷
نسخه‌ها
جلد کتاب قصه‌های قر و قاطی 1
جلد کتاب داستان‌های کرونوپیوها و فاماها
جلد کتاب بی‌اهمیت‌ها و بااهمیت‌ها (داستانک‌ها و گزین‌گویه‌هایی از خولیو کورتاسار) مجموعه داستان خارجی
جلد کتاب بی‌اهمیت‌ها و بااهمیت‌ها (داستانک‌ها و گزین‌گویه‌هایی از خولیو کورتاسار)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

یک دوست جون خانه ای ساخت و در ورودی آن یک تابلو زد که رویش نوشته بود: « به کسانی که به این منزل می‌آیند خوشامد می‌گوییم. » یک بچه مثبت خانه ای ساخت و در ورودی آن هیچ چیز نصب نکرد. یک خل خلی خانه ای ساخت و بر طیق رسوم، در ورودی تعداد زیادی تابلو زد که یا خریده بود یا داده بود برایش بسازند. تابلوها طوری نصب شده بود که می‌شد به ترتیب خواندشان. روی اولی نوشته بود: « به کسانی که به این منزل می‌آیند خوشامد می‌گوییم. » روی دومی نوشته بود: « در خانه ی ما رونق اگر نیست صفا هست. » روی سومی نوشته بود: « اینجا را خانه ی خودتان بدانید. » روی چهارمی نوشته بود: « ما واقعا فقیریم اما بخیل نیستیم. » روی پنجمی نوشته بود: « این تابلو همه ی قبلی‌ها را نقض می‌کند. بزن به چاک، توله سگ! »