ویکنت دونیم شده

Visconte dimezzato

۳.۸ از ۵ · ۴ رأی۱۲۰ صفحه۶ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

کاش می‌شد هر چیز کاملی را به این شکلی دو نیم کرد. کاش هر کسی می‌توانست از این قلب تنگ و بیهوده‌اش بیرون بیاید. وقتی کامل بودم، همه چیز برایم طبیعی، درهم و برهم و احمقانه بود. مثل هوا، گمان می‌کردم همه چیز را می‌بینم، ولی جز پوسته سطحی آن، چیزی را نمی‌دیدم. اگر روزی نیمی از خودت شدی، که امیدوارم این‌طور بشود، چون بچه هستی، چیزهایی را درک خواهی کرد که فراتر از هوشمندی مغزهای کامل است. تو نیمی از خودت و دنیا را از دست خواهی داد. ولی نیمه دیگرت هزاران بار ژرف‌نگرتر و ارزشمندتر خواهد شد. تو هم آرزو خواهی کرد همه چیز مثل خودت دو نیم و لت و پار باشد، چون زیبایی، خرد و عدالت فقط در چیزی وجود دارد که قطعه فطعه شده است.

تعداد صفحه
۱۲۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۲۱۱۰۰
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۶ نقل قول

نجار به من گفت: (( تو باید کاربرد ان‌ها را از یاد ببری. آن‌ها را فقط از جنبه فنی در نظر بگیر. می‌بینی چقدر قشنگ اند؟) ) من این چوب بست‌ها و تیرها، این آمد و شد طناب‌ها و این مجموعه چرخ‌ها و قرقره‌ها را نگاه می‌کردم و به خود می‌گفتم به هیچ وجه نباید بدن شکنجه شده‌ها را میان آن‌ها ببینم. ولی هر قدر بیشتر در این باره تلاش می‌کردم، کمتر موفق می‌شدم

روزها به این ترتیب در ترالبا سپری می‌شد. احساسات مان بی رنگ و عاری از شور و شوق می‌شد، چون حس می‌کردیم میان فضیلت و فسادی به یک اندازه غیرانسانی گیر کرده ایم.

اهالی دهکده کم کم می‌گفتند: (( نیمه خوب به مراتب بدتر از نیمه بد است.) )

نجار به من گفت: (( تو باید کاربرد ان‌ها را از یاد ببری. آن‌ها را فقط از جنبه فنی در نظر بگیر. می‌بینی چقدر قشنگ اند؟) ) من این چوب بست‌ها و تیرها، این آمد و شد طناب‌ها و این مجموعه چرخ‌ها و قرقره‌ها را نگاه می‌کردم و به خود می‌گفتم به هیچ وجه نباید بدن شکنجه شده‌ها را میان آن‌ها ببینم. ولی هر قدر بیشتر در این باره تلاش می‌کردم، کمتر موفق می‌شدم.

نجار به من گفت: (( تو باید کاربرد ان‌ها را از یاد ببری. آن‌ها را فقط از جنبه فنی در نظر بگیر. می‌بینی چقدر قشنگ اند؟) ) من این چوب بست‌ها و تیرها، این آمد و شد طناب‌ها و این مجموعه چرخ‌ها و قرقره‌ها را نگاه می‌کردم و به خود می‌گفتم به هیچ وجه نباید بدن شکنجه شده‌ها را میان آن‌ها ببینم. ولی هر قدر بیشتر در این باره تلاش می‌کردم، کمتر موفق می‌شدم.