تاریکخانه
- نوشته صادق هدایت
- ناشر صادق هدایت
یکمرتبه دیدم شخصی که پالتو بارانی به خود پیچیده بود به طرفم آمد و با صدای آرام و خفهای گفت:‹‹اینجا جای مناسب نداره، اگه آشنا یا محلی برای خودتون در نظر نگرفتین ممکنه بیایین منزل من.›› ‹‹خیلی متشکرم! اما نمیخوام اسباب زحمت بشم.›› ‹‹من از تعارف بدم مییاد. من نه شما رو میشناسم و نه میخوام بشناسم و نه میخوام منتی سرتون بگذارم. چون از وختی که اطاقی به سلیقه خودم ساختهام، اطاق سابقم بیمصرف افتاده. فقط گمون میکنم از قهوهخونه راحتتر باشه.››
- تعداد صفحه
- ۲۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۹۵۴۷۷۶۳
- سال نشر
- ۱۳۸۴
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
میخواستم مثه جونورای زمستونی تو سولاخی فرو برم، تو تاریکی فرو برم، تو تاریکی خودم غوطهور بشم و در خودم قوام بیام. چون همون طوری که تو تاریکخونه عکس روی شیشه ظاهر میشه، اون چیزهایی که در انسون لطیف و مخفیس در اثر دوندگی زندگی و جار و جنجال و روشنایی خفه میشه و میمیره، فقط توی تاریکی و سکوته که به انسون جلوه میکنه. این تاریکی توی خودم بود، بیجهت سعی داشتم که اونو مرتفع بکنم. افسوسی که دارم اینه که چرا مدتی بیخود از دیگران پیروی کردم. حالا پی بردم که پرارزشترین قسمت من همین تاریکی، همین سکوت بوده.