- نوشته لئو تولستوی
- ترجمه سروش حبیبی
- ناشر چشمه
امتیاز ندادهاید
نیکیتا نزدیک صبح بیدار شد. سرما، که دوباره نیزهاش را در پشتش فرو میبرد بیدارش کرد. به خواب دیده بود که از آسیاب میآید و گاری آرد اربابش را میآورد و ضمن عبور از نهر چرخ گاری از پل لغزیده و در آب مانده بود. به خواب دید که به زیر گاری خزیده و آن را بر گرده گرفته بود تا بلندش کند اما عجیب آن بود که گاری نمیخواست حرکت کند و به پشت او چسبیده بود و او نه میتوانست آن را بلند کند و نه از زیر آن بیرون آید و بار سنگین گاری کمرش را خورد میکرد.
- تعداد صفحه
- ۸۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۵۸۷۰
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.