- نوشته لئو تولستوی
- ترجمه مهدی میرباقری
- ناشر مروارید
نیاز: یه سوال بپرسم؟ قبل از این که من بیام تو زندگیات عاشق بودی یا رابطهای داشتی؟ کاوه: ... نیاز: داشتی؟ کاوه: برای چی میپرسی؟ نیاز: همینطوری. کاوه: همینطوری سوال نمیپرسن. نیاز: داشتی یا نه؟ دوست دارم بدونم فقط. کاوه: نه نداشتم. نیاز: دروغ میگی. کاوه: خب اگه میدونی دروغ میگم پس تمومش کن.
- تعداد صفحه
- ۱۰۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۱۵۵۵۳
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
دوستم داشته باش. این تنها چیزی است که برای ما مانده است.
لذت در کشف حقایق نیست، بلکه لذت در مطالعه آن میباشد! ترجمه محدعلی شیرازی ص۸۱
فقط یک چیز مایه امیدواری من است. مثل دعایی که همیشه دوست داشتم و آن این است: » خدایا امیدم به کرم بیکران توست و نه به اعمال نیک ناچیز خودم…» . امیدم به بخشش اوست.
خانوادههای خوشبخت همه مثل همند، اما خانوادههای شوربخت هر کدام بدبختی خاص خود را دارند.
لوین به یاد داشت که وقتی نیکلای از اشتیاقی روحانی در تاب بود و روزه میگرفت و با راهبان دمساز بود و در مراسم کلیسایی شرکت میکرد. از مذهب یاری میجست و میخواست از این راه طبیعت سودایی خود را مهار کند نه فقط کسی از او پشتیبانی نمیکرد بلکه همه، از جمله خود او ریشخندش میکردند، دستش میانداختند و او را « حضرت نوح» یا « جناب کشیش» میخواندند و هنگامی که مهار درید و به شرارت افتاد نیز هیچ کس کمکش نکرد و همه به وحشت از او دوری جستند.







