پرندگان مرده و 15 داستان دیگر

One day after Saturday the dead birds

امتیاز نداده‌اید

شهردار که از گرما سرخ شده بود از بالای پلکان سر برگرداند. حضور بی‌دلیل بیوه‌زن در اداره‌اش او را هیجان‌زده نکرد و همان‌طور که با بی‌اعتنایی زننده‌ای توری آسیب دیده را از جا درمی‌آورد پرسید: «چی شده؟» «بچه‌های همسایه توری پنجره‌های منو پاره کرده‌ن.» شهردار نگاه دیگری به او انداخت. سراپایش را از آن گل‌های مخمل ریز خوش ترکیب تا کفش‌ها که به رنگ نقره قدیمی بود به دقت برانداز کرد. گویی برای اولین بار بود که در عمرش زن را می‌دید. با نهایت صرفه‌جویی در حرکت دادن دست و پا و بی‌آنکه چشم از زن بردارد، در پای پلکان یک دستش را به کمر گذاشت، با پیچ‌‌گوشتی به میز تحریر اشاره کرد و گفت: «کار بچه‌ها نبوده، خانوم. کار پرنده‌هاس.»

تعداد صفحه
۴۴۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۷۳۶۰۱۶
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.