100 سال تنهایی
One hundred years of splitude
- نوشته گابریل گارسیا مارکز
- ترجمه زهره روشنفکر
- ناشر مجید
مارکز در این کتاب وضعیت جغرافیایی و آداب و رسوم بومیان سرخپوست آمریکای لاتین را به خوبی نمایاندهاست؛ گویی آیینهای در برابر ملتش گرفته تا همه ویژگیهای آنها را بنمایاند. کسی که این اثر را میخواند، اگر هم به کشورهای آمریکای لاتین سفری نداشته و یا حتی درباره آنها هیچ اطلاعی نداشته باشد؛ حس میکند آن سرزمین و مردمش را به خوبی میشناسد. اعتقادات باستانیای که گاه در اثر خیالپردازیها و اغراقهای بومیانش خرافات به نظر میرسند، همه در این اثر به خوبی آشکار است. اثبات وجود عشق و قدرت پایانناپذیر آن نکتهای است که مضمون اصلی این رمان را رقم میزند و بسیار چشمگیر بیان شده است.
- تعداد صفحه
- ۴۵۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۵۳۱۰۶۴
- سال نشر
- ۱۳۸۸
- تعداد نقل قول
- ۸
نقل قولها و فعالیتها
۸ نقل قول
مصرانه سعی میکرد در هر گفت و گویی شرکت کند بی آنکه قادر باشد لکنت خود را کنترل کند. تقلای بیهوده ای میکرد که از دست سایه هایی که کلافه اش کرده بودند رهایی یابد. هنوز میپنداشت بروز همه ی این علایم از مشکل زمان است که عوض شده بود. زمان هم زمان سابق نبود و با این توجیه خود را در بحبوحه ی سردرگمی روز افزونی که کم کم جزء عاداتش در آمده بود تسلی میداد.
اورسولا در همان حال که خوزه آرکادیو را آماده رفتن به مدرسه میکرد با خود میاندیشید و از خود میپرسید برای چه این همه بدبختی، تقدیر خانواده ما گردیده و همیشه میگفت مگر مخلوقات خدا از آهن درست شده اند که در مقابل این همه بدبختی دوام بیاورند. آن قدر خودش را در فشار میدید که حس میکرد مانند بیگانه ای بنای فحاشی بگذارد و خودش را آرام کند و برای یک لحظه از زیر بار این همه خود خوری رهایی یابد. بالاخره سقف صبر او فرو ریخت و فریاد کشید: آهای عوضی. آمارانتا که داشت لباس هارا مرتب میکرد به گمان اینکه عقربی او را گزیده است با هراس سوال کرد: کو کجاست؟ اورسولا گفت: چه؟ آمارانتا گفت: جانور. اورسولا با انگشت بر قلب خود دست گذاشت و گفت: اینجا: )
تنها تفاوت فعلی بین آزادیخواهان و محافظه کاران این است که آزادیخواهان به نماز ساعت پنج میروند و محافظه کاران به نماز ساعت هشت.
احترام به قول را ثروتی میدانست که نمیشد به باد فنا داد.
بار دیگر سعی کرد در قلب خود به دنبال جایی بگردد که سخت نشده باشد، اما چیزی نیافت.
در انتخاب بخش رمانهای مشابه کمی دقت کنید. آخه رمز داوینچی اثر دن براون یا یک عاشقانه آرام اثر نادر ابراهیمی چه ربطی به صدسال تنهائی دارند؟…در کجای مرد سوم اثر گراهام گرین شباهتی با صد سال تنهایی میبینید؟… در سبک؟ در مضمون؟ در پلات؟…
از نظر من این کتاب بی نظیر و شایسته دریافت جایزه نوبل ادبیات بوده است. کتابی تمام عیار که مشکلات مختلف جوامع آمریکای لاتین را به خوبی بررسی کرده است.
ترجمه بهمن فرزانه بهتره
من این کتاب رو به خاطر اسم معروفش شروع به خوندن کردم و تا آخرش خوندم به جز آخرش دیگه زیبایی که برای اثری که لایق جایزه نوبل باشه رو من ندیدم توصیه میکنم انتخاب دیگه ای برای مطالعه کنین
من این کتاب رو به خاطر اسم معروفش شروع به خوندن کردم ولی اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و در نهایت نصفه رهاش کردم…













