گور به گور

As i lay dying the corrected text

۴.۴ از ۵ · ۱۹۲ رأی۳۰۴ صفحه۸ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

. . . این رمان را فاکنر ۱۹۳۰ ـ یک سال پس از "خشم و هیاهو" ـ نوشته است. خود او مدعی بود که نوشتن آن را در ظرف شش هفته ـ آن هم با کار شبانه، پای کوره آتش یک نیروگاه محلی ـ به پایان رسانده و پس از آن هم دستی در آن نبرده است؛ ولی ساختمان داستان و ظرافت پیوند‌های آن چنان است که خواننده گمان می‌کند باید بیش از این‌ها وقت و "عرق ریزی روح" صرف پروراندن آن شده باشد. در هر حال، این رمان را بسیاری از منتقدان ساده‌ترین و در عین حال کامل‌ترین رمان فاکنر می‌دانند. برخی حتی آن را شاهکار او نامیده‌اند. آنچه مسلم است، این رمان همیشه مدخل خوبی به دنیای شگفت و پرآشوب داستان‌های فاکنر به شمار رفته است؛ اگر چه در مورد همین رمان هم باید گفت که سادگی آن تا حدی فریبنده است و دقایق و ظرایف آن غالبا در نگاه اول آشکار نمی‌شود.

تعداد صفحه
۳۰۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۲۱۹۳۳
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۸ نقل قول

یادم می‌اومد پدرم همیشه میگفت که ما به این دلیل زندگی میکنیم که آماده بشیم که مدت درازی مرده باشیم

گاهی من یقین ندارم کی حق داره بگه فلان آدم چه وقت دیوونه ست، چه وقت نیست. گاهی پیش خودم میگم هیچ کدوم ما دیوونه ی دیوونه یا عاقل عاقل نیستیم، تا روزی که باقی ما با حرف هامون تکلیفش رو معلوم کنیم. مثل اینکه قضیه این نیست که آدم چه کاری میکنه، قضیه اینه که اکثریت مردم چجوری به کارش نگاه میکنن.

گاهی پیش خودم میگم ای کاش آدمهای کاری هم میتونستند کار رو همونقدر پیشبینی کنند که آدم‌های بیکار بیکاری رو پیشبینی میکنند

برای آدم درست کردن دو نفر لازمه، برای مردن یک نفر. دنیا اینجوری تموم میشه

به آقای تل میگم اشتباه از هر کسی سر میزنه، ولی بدون ضرر از پسش بر اومدن کار هر کسی نیست