آخرین غروب‌های زمین

Last evenings on earth

امتیاز نداده‌اید

هیچ نشانه‌ای از پدرش نمی‌بیند و لحظه‌ای او را تصور می‌کند که در آب غوطه‌ور است، یا بدتر از آن، مثل سنگی غرق می‌شود، با چشمانی باز، در گودالی عمیق که بر فراز آن بر سطح آب، در قایقی که چون گهواره‌ای تکان می‌خورد، پسرش دست از خندیدن برداشته و کم‌کم نگران شده است. آن وقت B سر جایش می‌نشیند، و چون آن طرف قایق را نگاه کرده و آن‌جا هم هیچ نشانه‌ای از پدرش ندیده می‌پرد توی آب، و آن چه روی می‌دهد از این قرار است: مادامی که B با چشمان باز پایین می‌رود، پدرش، او هم با چشمانی باز، کیف پول در دست راست بالا می‌آید ( کمابیش هم را لمس می کنند). وقتی از کنار هم می‌گذرند به‌هم نگاه می‌کنند، اما نمی‌توانند، یا دست کم بلافاصله نمی‌توانند مسیرشان را تغییر دهند، بنابراین Bب ه فرود خاموش خود ادامه‌ می‌دهد و پدرش هم در سکوت به صعود خود.

تعداد صفحه
۲۱۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۲۷۱۸۸
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

شاعر می‌تواند هرچیزی را تحمل کند. این حرف یعنی آدمیزاد می‌تواند هرچیزی را تحمل کند. اما چنین نیست: به وضوح برای آن‌چه آدمیزاد می‌تواند تحمل کند، واقعا تحمل کند، محدودیت‌هایی وجود دارد. شاعر، از دیگرسو، می‌تواند هرچیزی را تحمل کند. ما با این اعتقاد بزرگ شده‌ایم. اظهارنظر آغازین این مطلب راست است، اما راه شاعر توأم با فنا، دیوانگی و مرگ است.

واقعیت ثابت می‌کند که هیچ گروه خاصی عوام‌فریبی، خشک‌اندیشی و نادانی را در انحصار خود ندارد

نور سحرگاه بارسلون می‌تواند مردم را، اگر تمام شب بیدار بوده باشند، دیوانه، یا چون جلادان بی‌احساس و خشن کند

ما هرگز دست از خواندن برنمی‌داریم، اگرچه هرکتابی بالاخره به پایان می‌رسد، همان‌طور که هرگز از زندگی دست برنمی‌داریم، اگرچه مرگ مسلم است.