- نوشته روبرتو بولانیو
- ترجمه محمد حیاتی
- ناشر شورآفرین
آنتورپ آنطور که بولانیو خود بارها گفته، تنها رمانی است که از نوشتنش شرمنده نیست، چنانکه ایگتاسیو اچهبریا آن را بیگ بنگ جهان داستانی وی بر میشمارد و جاناتان گیبز نیز در تلگراف مینویسد، بولانیو در آنت ورپ همچون رمانهای دیگرش، قواعد رمان را درهم میشکند. اما اینبار به شدت ویرانگر و لجبازانه. آنتورپ رمانی است کوتاه و قطعه قطعه، با نثری شاعرانه، که موضوعات متعددی مثل قتل، جنایت، شعر و عشق را در هم میآمیزد. قتلی در بیرون از اردوگاه اتفاق افتاد. نگهبان شب که احتمالا راوی یا خود بولانیو است، مظنون به قتل است. و در گریز از فصلی به فصل دیگر، مدام خواننده را به دنبال خود میکشاند. و سپس بی سرانجام رهایش میکند. داستان شبیه تکهتکههای خاطرات یا تصویر سینمایی است که فریم به فریم از جلو چشم خواننده عبور میکند با زنانی بیدهان در دالانی بیپایان، شاعرانی شکستخورده، و پلیسهایی که عفت زنان جوان را لکهدار میکنند.
- تعداد صفحه
- ۱۲۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۶۹۵۵۵۶۸
- سال نشر
- ۱۳۹۳
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
به دوستدخترش نامهیی مینویسد و میگوید که دارد میآید. اما حتا از پس تمامکردن یک مقاله هم برنمیآید. شبها بیرون محل کارش، یعنی بار مدرسهی سوارکاری، مینشیند و زور میزند چیزی بنویسد، اما نمیتواند. به قول معروف، آب در هاون میکوبد. میفهمد که کلکش کنده شده. فقط و فقط داستانهای جنایی کوتاه مینویسد. فکر سفر، از چشمانداز زندگیاش رخت میبندد، گموگور میشود و او بیحال و بیرمق، بیاراده به کارش در میان اسبها ادامه میدهد.
