- نوشته مریم ریاحی
- ناشر پرسمان
امتیاز ندادهاید
خدایا... من چه کردهام؟!... طاها را چرا رها کردم؟! حالا باید چه کنم؟!... دوباره دستهایم را میبینم... آینههای دق!! احساس میکنم... غارت شدهام... جوانیام... زیباییام... احساسم... آیندهام... عشقم... من غارت شدهام... هیچ کدام را ندارم... برف درشت و تند میبارد... میخواهم آنقدر در خیابان بمانم... تا برف بنشیند... تا رد پایم... روی برفهای سفید بماند و من تماشایش کنم...
- تعداد صفحه
- ۲۶۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۸۳۵۳۳۱
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
انگار فاصله خوشبختی تا بدبختی تنها دانستن است! تا وقتی چیزی را که عامل بدبختی است نمیدانی، خوشبختی.
هنوز نظری ثبت نشده است.