سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود

Le sumo qui ne pouvait pas grossir

امتیاز نداده‌اید

از آنجایی که من لاغر و دراز و بی‌حال و وارفته بودم، وقتی که شومینتسو از جلویم رد می‌شد، فریاد می‌کشید: من یم مرد تنومند رو تو وجود تو می‌بینیم. کفری‌کننده بود! من از روبه‌رو مثل پوست خشک‌شده یک شاه‌ماهی بودم که بر روی یک چوب کبریت قرار گرفته بود؛ از نیم‌رخ... کسی نمی‌توانست از نیم‌رخ مرا ببیند، من تنها از دو بعد قابل رویت بودم، نه از سه بعد، مثل یک تصویر فاقد برجستگی.

تعداد صفحه
۱۰۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۴۳۱۰۲۱
سال نشر
۱۳۸۸
نسخه‌ها
جلد کتاب کشتی‌گیری که چاق نمی‌شد
جلد کتاب سومویی که نمی‌توانست گنده شود
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.