زمانی که 1 اثر هنری بودم
Lorsque jetais une oeuvre dart
- نوشته اریک امانوئل اشمیت
- ترجمه فرامرز ویسی - آسیه حیدری
- ناشر افراز
چه کسی هرگز تصور نکرده که به یک شیء تبدیل شود؟ یا حتی شیئی ستایشبرانگیز؟ این قراردادی است که هنرمندی غریب با مرد جوانی که بر لبه ناامیدی گام بر میدارد، میبندد. هنرمند که هوسی جنجالی در سر دارد، پیشنهاد میکند جوان را که هوس زندگی در دل دارد، تبدیل به یک اثر هنری کند. درنهایت چیزی برای از دست دادن وجود ندارد... به جز آزادی یک نفر...
- تعداد صفحه
- ۲۴۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۷۶۴۰۹۴۷
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۵
نقل قولها و فعالیتها
۵ نقل قول
بعضی مرگها را از برخی دروغها بهتر میشود تحمل کرد و پذیرفت.
موفقیت معمولا چیزی نیست که هنرمند آن را به وجود آورد بلکه این مخاطب است که آن را میآفریند.
یادآوری خاطرات یک مرده از یک زنده دل نشینتر است.
صورتها نشان دهنده ی همان چیزی هستند که آدمها هستند. آنها باید آن چیزی که هستند را به نمایش بگذارند؛ بی نمک و لال، صورتهای ظاهر، هیچ چیز رابیان نمیکنند. آنها به دیگران تعلق دارند و جز به این قیمت برای آنها قابل تحمل نیستند.
هر کدام از ما سه موجود هستیم. یک وجود شیئی داریم که همان جسم ماست، یک وجود روحی که همان آگاهی ما و یک وجود کلامی یعنی همان چیزی که دیگران درباره ما میگویند. وجود اول یعنی جسم، خارج از اختیار ماست. این ما نیستیم که انتخاب میکنیم قد کوتاه باشیم یا گوژ پشت. بزرگ شویم یا نه، پیر شویم یا نشویم، مرگ و زندگی ما در دست خود ما نیست. وجود دوم که آگاهی ماست، خیلی فریبنده و گول زننده است: یعنی ما فقط از آن چیزهایی که وجود دارند، آگاهی داریم. از آنچه که هستیم. میتوان گفت آگاهی قلم موی چسبناک سر به راهی نیست که بر واقعیت کشیده شود. تنها وجود سوم ماست که به ما اجازه میدهد در سرنوشتمان دخالت کنیم. به ما یک تئاتر، یک صحنه و طرفدارانی میدهد.