- نوشته ایوان تورگنیف
- ترجمه مهری آهی
- ناشر ناهید
فکر اصلی که در این کتاب، در ضمن یک داستان طبیعی و ساده پرورانده شده است، عبارت است از نفاق و جدال بین دو نسل پیر و جوان و طبقات مختلف اجتماع. در این رمان، تورگینف درصدد برآمد که از تمام تجربیات و مشهودات خویش در این خصوص استفاده کند و سوءتفاهمی که بین گروههای مختلف اجتماع و نسلهای پیر و جوان و نظریههای گوناگون ایجاد شده بود، به صورت داستانی شیرین در کتاب خود ضبط کند و طریقی برای ایجاد زندگانی مطبوع و سعادتمند بیابد.
- تعداد صفحه
- ۳۰۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۲۰۵۹۶۳
- سال نشر
- ۱۳۸۸
- تعداد نقل قول
- ۹
نقل قولها و فعالیتها
۹ نقل قول
انسان حقیقی آن کسی است که درباره اش چیزی نمیاندیشند ، بلکه یا مطیع او میشوند ویا از او نفرت پیدا میکنند.
دارو تلخ است ولی از فرو دادن آن گریزی نیست. حالا نوبت ما رسیده است پسرانمان جانشین ما میشوندو میتوانند بگویند: شما از نسل ما نیستید بفرمایید دارو را ببلعید!
تسلیم سکوت مطلق شدن احساسی است که برای هر کس کم و بیش پیش آمده و لطفش را درک کرده است. لطفی که در مراقبت غیر عادی آمیخته به سکوت ، از امواج عظیم زندگی احساس میشود؛ امواجی که بی وقفه در درون ما ودر اطراف ما در تلاطم هستند
من حاضرم فرمانبردار باشم ولی عدم مساوات وضعیت دشواری است. انسان میتواند همزمان که خودش را محترم میشمارد اطاعت هم بکند اما تابع بودن خیر… حتی فکرش را هم نمیتوانم بکنم.
ما به حکم آنچه مفید تشخیص میدهیم دست به اقدام میزنیم در این زمان مفیدتر از همه ، نفی و انکار کردن است. ما همه چیز را نفی میکنیم.

