امتیاز نداده‌اید

حس خطر چنان با آگاهی از واقعیت روزانه و همه آن چیزهای قراردادی و مبتذل آمیخته بود که دکتر کوپروس را بیش از پیش سرحال و خوشحال می‌کرد. اثرش مثل آن بود که حسابی کافئین خورده باشد. دکتر کوپروس که اهل شهر ‹‹سنیک›› در ایالت ‹‹فرزلاند›› بود بار دیگر وارد آمستردام شده بود. همیشه اولین سه‌شنبه هر ماه به آن شهر می‌آمد. حالا ماه ژانویه بود و برحسب معمول پالتویی با یقه برگردانی از پوست حیوان دریایی پوشیده و برای جلوگیری از نفوذ برف، گالش به پا کرده بود...

تعداد صفحه
۱۶۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۶۸۶۴
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.