کمدی الهی 3 (3 جلدی) بهشت

La divina commedia

۴ از ۵ · ۹ رأی۷۳۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

حال بسیار شادمان خواهم شد اگر لطف فرمایی، و نام و وضعتان را برایم بازگویی." بی‌درنگ با دیدگانی خندان و متبسم، پاسخم داد: " شفقت ما، به روی هیچ خواستة درستی در نبندد، در زمین، راهبه بودم! و چنانچه خوب بیندیشی، و زیبایی خیره کننده‌ام را به یادآوری هویتم را از تو پوشیده نخواهد داشت، و یقینا نامم به یادت خواهد آمد که پیکاردا هستم که اینجا، میان ارواح سعادتمند، در فلکی که حرکت آن از دیگر افلاک کندتر است، مرا جای داده‌اند...! " لیک، به من بگو، شمایی که اینجا سعادتمندید، آیا در شوق اقامتگاه رفیعتری نیستید تا بهتر به دیدار حق نائل شوید وز عشق بیشتری بهره‌مند گردید...؟" نخست همراه سایر ارواح لبخندی کوچک زد سپس با چنان شادمانی که گویی نخستین شراره‌های عشق، در او مشتعل گشته بود، پاسخم داد: " برادر! قدرت عشق، آنچنان ما را ارضاء می‌کند، که با شادمانی آنچه داریم، به سر می‌بریم، و تشنة سعادتی برتر نیستیم! چنانچه خواهان مکانی رفیعتر بودیم، ارادة ما با ارادة آن که این مکان را برایمان برگزیده است، ناهماهنگ می‌گشت... زیرا ساکنان این قلمرو ملکوتی، که در طبقات گوناگون آسمانند، راضی به رضای حق‌اند، و شهریاری که میل ما را با ارادة خویش هماهنگ ساخته است، چنین می‌خواهد! آرامش و سعادت ما، در ارادة اوست...! و چنان دریایی است که همه چیز به سوی آن جاریست...

تعداد صفحه
۷۳۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۵۰۲۶۴۴۳
سال نشر
۱۳۸۸
نسخه‌ها
جلد کتاب کمدی الهی 1 (3 جلدی) دوزخ
جلد کتاب کمدی الهی 2 (3 جلدی) برزخ
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

آدمی را باید که دهان از گفتن حقیقتی دروغ‌نما بربندد تا بی‌سببی خویشتن را بدنام نکرده باشد

کسی خوب می‌شنود که خوب بخاطر سپارد.

ما نیز چون دیگران بجستجوی کالبدهای خویش باز خواهیم آمد، اما به قالب آن برنخواهیم گشت، زیرا معقول نیست آدمی آنچه را که خود از خویش دریغ کرده بازستاند

شرمت بادا، ای آزمندی نابخردانه و ای خشم جنون‌آمیز که به دوران کوتاه زندگانی چنین به زیر مهمیزمان داری و از آن پس به حیات جاودان دمساز رنجی از این سان میکنیمان

دردی بزرگتر از یاد روزگار خوشی در ایام تیره‌روزی نیست…