- نوشته دکتروف
- ترجمه نجف دریابندری
- ناشر خوارزمی
کلمه رگتایم نام نوعی موسیقی است که از ترانههای بردگان سیاهپوست جنوب آمریکا سرچشمه گرفته است و در آغاز قرن در آمریکا بسیار رایج بود. نویسنده نام رگتایم را به عنوان روح زمانهای که توصیف میکند بر رمان خود گذاشته است، و نیز شاید میخواهد کیفیت پر ضربان، گسسته و پیوسته و دردآلود داستانی را که درباره آن زمان پرداخته است به ما گوشزد کند.
- تعداد صفحه
- ۲۸۰
- شابک
- ۲۵۰۰۱۱۰۰۰۱۹۷۶
- سال نشر
- ۱۳۸۵
- تعداد نقل قول
- ۱۱
نقل قولها و فعالیتها
۱۱ نقل قول
حقیقت اینست که زنان حق ندارند رای بدهند، حق ندارند آن کسی را که دلشان میخواهد دوست بدارند، حق ندارند زندگی خود را صرف امور معنوی کنند،رفقا حق ندارند؛ چرا؟ آیا نبوغ ما فقط در زهدان ماست؟ آیا ما نمیتوانیم کتاب بنویسیم؟ نمیتوانیم علم و دانش بیافرینیم؟ نمیتوانیم موسیقی بنوازیم؟ نمیتوانیم دستگاههای فلسفی بسازیم؟ نمیتوانیم در بهبود بشریت دخالت داشته باشیم؟ آیا سرنوشت ما همیشه باید به امور جسمانی ختم شود؟
تاریکی بی حیایی بود که مثل پوست تنش به او نزدیک بود. از بس نزدیک بود داشت اورا خفه میکرد. وحشتناکتر این بود که او را غافلگیر میکرد. صبح بیدار میشد و میدید که آفتاب از پنجره میتابد؛ بلند میشد توی تخت خواب مینشست ، خیال میکرد تاریکی رفته است ولی باز میدید که هست، پشت گوشش یا توی قلبش
پدربزرگ حتی درد هم که میکشید لبخند میزد.
همیشه آنقدر جدی و ناکام بهنظر میرسید که زنها یاورشان میشد که عاشق است. خیال میکردند شاعر است.
خوب پس، اعتصاب پیروز میشود، اما بعد چی؟