- نوشته هرتا مولر
- ترجمه مهرداد وثوقی
- ناشر مروارید
قهرمان و راوی داستان، که مسائلش به مشقتهای چند دهه نخست زندگی نویسنده شباهت زیادی دارد، زنی است جوان و مصیبتدیده در دوران حکومت دیکتاتوری چائوشسکو که در کارخانه دوزندگی کار میکند. یک روز صبح، طبق روال برخی از روزهای هفته، سوار بر تراموا برای بازجویی نزد پلیس مخفی میرود و دیدهها و گذشته اوست که از ذهنش میگذرد و داستان را شکل میدهد. اما جرمش چیست؟ فضای خفقانآور جامعه چه تاثیری بر روان او گذاشته؟ در بازجوییهای پیشین چه اتفاقهایی افتاده؟ چرا حوله و مسواک و خمیردندان همراه دارد؟ آبا به مقصد میرسد؟
- تعداد صفحه
- ۲۲۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۱۱۴۸۷
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
رابطهی میگسار و بطری بیشتر شبیه رابطهی زوجها در عکسهای مراسم عروسی است: همدیگر را بدبخت میکنند اما رها نمیکنند.