قصههای امیرعلی 2
- نوشته امیرعلی نبویان
- ناشر نقش و نگار
من امیرعلی نبویان هستم. متولد ۲ فروردین ۱۳۵۹. فارغالتحصیل رشته مهندسی برق از دانشگاه صنعتی مازندران. این قصهها ـ شکر خدا ـ اتوبیوگرافی نیستند و تمامش ساخته این ذهن مشوش ژولیده است! امیدوارم که دوستان، آنچه قلم نحیف و سواد خفیف بنده مرتکب شده را به بزرگواری ببخشند. راستی قصهها ادامه دارد...
- تعداد صفحه
- ۱۶۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۷۰۰۲۵۷۸
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۴
نقل قولها و فعالیتها
۴ نقل قول
تنها نکته قابل ذکر در طول مسیر،صدای بلند ضبط ماشین بود و تصنیفی که مربوط میشد به خاطرات مسافرت دسته جمعی خواننده اثر و دوستانشان در بهار گذشته،که گویا یک بانوی با محبتی هم همسفرشان شده بود و همراهشان میآمد و این که آن هنرمند وارسته تردید داشتند سر صحبت را باز کنند یا نه. البته سرانجام « راز دلشان را به او گفتند و یک چیزی جواب شنفتند» که بنده لابهلای سوز و کوران خیلی متوجهاش نشدم،اما انگار آن خانم ،ضمن رد پیشنهاد آقای خواننده ،نادانی ایشان را هم مورد نکوهش قرار داد.
اگه دوستی ،امروز که وانت اومده دنبالم همراهم میای،نه وقتی لیموزین سوار میشم.
وصیت نامه کلا پدیده هیجان انگیز و باحالی است. گاهی عده ای از ارث محروم و در مواردی، برخی- از جایی که فکرش را هم نمیکنند- ثروتمند میشوند. اما بعضی از وصیتها جز دردسر چیز دیگری به بار نمیآورد که معمولا متعلق است به آدم هایی که مال و اموال درست و حسابی ندارند و محض خالی نبودن عریضه، مثلا وصیت میکنند که « ما را روی قله قاف و کنار لِنگ چپ سیمرغ دفن کنید. »
ترس اگر محصول شعور، موقعیت سنجی، درک درست از شرایط و در یک کلام، تداعی کننده مفهوم احتیاط باش اصلا چیزبدی نیست، اما غیر از این خنده دار است، مثل ترسیدن از تاریکی، سایه اجسام روی دیوار، سوسک و غیره؛ هرچند که این آخری توسط عده ای از عزیزان به مفهوم « چندش» تعبیر و توجیه میشود، اما حقیقت انکار نشدنی آن است که جیغ زدن و فریاد کشیدن و بالای مبل و میز و کابینت و اجاق گاز پریدن، واکنشهای ناشی از وحشت محض هستند که هیچ سنخیتی با مور مور شدن بدن آدم ندارند.
باز هم اثری عالی از امیرعلی نبویان. شخصیت پردازی در این کتاب به غنای خود رسیده و استفاده از طنز اشعار در جای جای داستان به زیبایی اثر افزوده است.