بودن

Being there

۳.۸ از ۵ · ۳ رأی۱۳۶ صفحه۷ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

چنس به خودش آمد. حس کرد ریشه افکارش به یک‌باره از داخل خاک مرطوب کنده شد و با فشار به سمت فضایی غریب رانده شد. به فرش چشم دوخت. بالاخره گفت: رشد گیاهان باغ فصل خاصی دارد. بهار و تابستان هست، اما پاییز و زمستان هم از راه می‌رسد.

تعداد صفحه
۱۳۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۵۹۴۱۵۲۴
سال نشر
۱۳۹۳
تعداد نقل قول
۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۷ نقل قول

توی باغ، هر چیزی رشد می‌کند… اما قبل از آن پژمرده و خشک می‌شوند، درخت‌ها باید برگ هایشان را از دست بدهند تا برگ‌های جدید دربیاورند و ضخیم تر، قوی‌تر و بلندتر شوند. برخی درخت‌ها می‌میرند و نهال‌های جدید جایشان را می‌گیرند. باغ به مراقبت زیادی نیاز دارد. اگر باغتان را دوست دارید نباید از کار کردن در آن دست بکشید، کمی صبر کنید. فصلش که برسد حتما شکوفه‌ها سر می‌زنند.

حتی دریغ از ته‌مانده‌ی یک بلیط تئاتر

تا زمانی که ریشه‌ها خشک نشدند همه چیز درست است و ختم به‌خیر می‌شود.

یادشان رفته بود ما برهنه به‌دنیا می‌آییم و برهنه از دنیا می‌رویم.

هیچ‌کس از آدم رو به موت خوشش نمی‌آید چوت کمتر کسی درباره مرگ می‌داند.