صبحانه قهرمانان

Breakfast of champions

امتیاز نداده‌اید

نام داستان تراوت که در مجله بند جوراب سیاه چاپ شده بود (لوده رقاص) بود و مثل خیلی از داستان‌های دیگرش درباره شکستی حزن انگیز در برقراری ارتباط بود.توالی رویدادهای داستان این‌گونه بود، موجودی فضایی به نام زاگ سوار بر بشقاب پرنده به زمین آمد تا راز درمان سرطان و چگونگی پرهیز از جنگ را برای انسان فاش کند. زاگ این اطلاعات را از سیاره‌ای به نام مارگو آورد که ساکنانش از نوعی پایکوبی و باد معده باهم ارتباط برقرار می‌کنند. زاگ شباهنگام در کانتیکات فرود آمد. اما همین که پایش را به زمین گذاشت، خانه‌ای را در حال سوختن دید.به سرعت به سمت خانه رفت و برای اخطار به ساکنانش و آگاه کردنشان از خطری که تهدیدشان می‌کرد شروع کرد به پایکوبی و استفاده از باد معداش. بزرگ خانواده با یک ضربه چوب گلف مغز زاگ را ریخت توی دهنش.

تعداد صفحه
۳۱۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۲۷۸۱۱۴۷
سال نشر
۱۳۹۳
تعداد نقل قول
۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

من برای آثار آن زن نویسنده به هیچ وجه احترامی قائل نبودم. فکر میکردم بی یتریس کیدسلر با باقی قصه گوهای از مد افتاده همدست شده تا به مردم بقبولاند که زندگی آغاز و وسط و پایان دارد و همین طور شخصیت اصلی، شخصیت فرعی، جزئیات پر اهمیت، جزئیات کم اهمیت، درس هایی برای فراگرفتن و آزمایش هایی برای گذراندن. و چرا دولت آمریکا با شمار زیادی از مردم آمریکا طوری رفتار میکرد که انگار زندگیشان مانند دستمال کاغذی دور ریختنی است؟ چون نویسندگان در داستان‌های ساختگی شان معمولا با شخصیت‌های فرعی به همین صورت رفتار میکردند.

اما من به نتیجه رسیدم که هیچ چیز مقدسی درباره ی من یا هر انسان دیگری وجود ندارد. همگی ما دستگاه هایی بودیم محکوم به تصادف و تصادف و تصادف. ما به خاطر خواستمان برای انجام کارهای برتر و بهتر به تقدیر و شانس و تصادف علاقه مند شده بودیم. من درباره ی تصادفات گاهی خوب مینوشتم و این بدان معنی بود که ماشین نوشتن تنظیم و تعمیر شده ای بودم. گاهی هم بد مینوشتم و معنی اش این بود که نیاز به تعمیر داشتم. حالا دیگر همان قدر ادعای تقدس داشتم که یک پونتیاک، تله موش یا دستگاهه سوپاپ تراش ممکن بود داشته باشد.

در مدارس ایالات متحده امریکا، معلم‌ها تاریخ زیر را بارها و بارها روی تخته سیاه می‌نوشتند و از بچه‌ها میخواستند که با افتخار و شادمانی ان را از بر کنند: 1492… به بچه‌ها می‌گفتند این تاریخ کشف قاره شان به دست انسان است. اما در اصل مدتها قبل از 1492 میلیونها انسان در ان قاره زندگی راحت و رویایی داشتند. در واقع این تاریخ سالی است که دزدان دریایی بنا کردند به فریفتن، غارت و کشتن بومیان!

میزان سلامت روان ما برابر است با میزان انسانی بودن تفکراتمان