لباسی برای میهمانی نهر فیروزآباد
۳.۱ از ۵ · ۱ رأی۹۶ صفحه
- نوشته محمد رحمانیان
- ناشر نیلا
امتیاز ندادهاید
سرباز با حیرت به گفت و گوی آن دو خیره شده است. پرستار، شروع به خواندن میکند، با صدایی شکسته و تلخ، آوازی گیلکی را به زمزمه میخواند. سرباز کنار پنجره میرود. سیگاری از جیب بیرون میآورد و بر لب میگذارد و به محوطه پر درخت بیرون نگاه میکند.
- تعداد صفحه
- ۹۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۹۰۰۷۰۷
- سال نشر
- ۱۳۹۲
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
من این نمایشنامه رو دوس دارم میشه اینو به صورت پی دی اف در لیستتون قرار بدید؟ ممنونم