امتیاز نداده‌اید

مهم‌ترین نکته‌ای که در این اثر کامو به آن اشاره شده است این است که انسان چرا نتواند در هر کاری و در هر مساله‌ای، و در هر مشکلی،‌ راه مخصوص به خودش را انتخاب کند؟ یا به معنای دیگر «آزادی اختیار» داشته باشد؟ چرا باید حتما برای حل مشکلات و مسائل غامض و حتی ساده حیات خود از راه عادی و معمولی عمل کند؟

تعداد صفحه
۱۱۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۵۳۳۷۹۳۸
سال نشر
۱۳۹۲
تعداد نقل قول
۴
نسخه‌ها
جلد کتاب سوء تفاهم
جلد کتاب سوء تفاهم
جلد کتاب The Misunderstanding
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

برو به درگاه خدا دعا کن که تو رو سنگ کنه. این تنها خوشبختیه واقعیه. برای همین هم این خوشبختی رو برای خودش نگه داشته. تو هم خودت رو در مقابل همه ی فریادهایی که می‌شنوی بزن به کری. تا فرصت هست خودت رو سنگ کن.

تصور میکردم جنایت مارا متحد میکند ولی اشتباه میکردم٬ جنایت را شخص به تنهایی مرتکب می‌شود حتی اگر هزاران نفر در آن سهیم باشند

در جهانی که هیچ چیزش پابرجا نیست ما اعتقادات راسخ خودمان را داریم

میان تختخواب و کاههایش یک تکه روزنامهٔ کهنه چسبیده به پارچه ای یافتم که زرد رنگ و شفاف شده بود. واقعهٔ سرگرم کننده ای را بیان می‌کرد که اولش افتاده بود. ولی می‌بایست در چکسلواکی اتفاق افتاده باشد. مردی برای ثروتمند شدن از یک دهکدهٔ چک راه افتاده بود. بعد از بیست و پنج سال، متمول، با یک زن و یک بچه، مراجعت کرده بود. مادر و خواهرش در دهکدهٔ زادگاه او مهمانخانه ای را اداره می‌کردند. برای غافلگیر ساختن آنها، زن و بچه اش را در مهمانخانهٔ دیگری گذاشته بود و به مهمانخانهٔ مادرش که او را هنگام ورود نمی‌شناسد، رفته بود. و برای خوشمزگی به فکرش رسیده بود که اطاقی در آن جا اجاره کند. پولش را به رخ آنها کشیده بود. و مادر و خواهرش شبانه به وسیلهٔ چکش برای به دست آوردن پولش، او را کشته بودند. صبح زنش آمده بود و بی اینکه هویت مسافر را درک کند. داستان را فهمیده بود. مادر خودش را به دار زده بود و خواهر خود را به چاه افکنده بودو…