بندرگاه مه‌آلود

Le port des bromes

امتیاز نداده‌اید

مگره، همچنان آرام، از دکه خارج شد. آقای گرانمزون را دید که جلوی کلیسا ایستاده بود و به اطراف خودش به گونه‌ای نگاه می‌کرد که بدگمانی ساکنان دهکده را بر می‌انگیخت. سربازرس زمزمه کنان گفت: «فکری به ذهنم رسیده. بهتره کار رو تقسیم کنیم... شما طرف چپ، سمت مزرعه‌ها رو بگردید... من هم سمت راست رو جست‌وجو می‌کنم.» جرقه‌ای در چشم‌های مرد همراهش نظر او را جلب کرد. شهردار خیلی خوشحال بود و سعی می‌کرد نگذارد دیده شود.

تعداد صفحه
۱۹۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۶۷۳۲۳۸۱
سال نشر
۱۳۹۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.