هیولایی صدا می‌زند

A monster calls

امتیاز نداده‌اید

هیولایی صدا می‌زند: هیولا درست بعد از نیمه شب، همان موقعی که همیشه خودشان را نشان می‌دهند، ظاهر شد. ولی این هیولایی نیست که کانر انتظارش را داشت. او منتظر هیولایی بود که از موقع شروع معالجات مادرش تقریبا هر شب به خوابش می‌آمد. کابوس تاریکی، باد و جیغ... ولی این هیولا فرق دارد. چیزی قدیمی و وحشی است. از کانر می‌خواهد خطرناک‌ترین کار را بکند.

تعداد صفحه
۱۸۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۸۲۱۴۰۰
سال نشر
۱۳۹۴
تعداد نقل قول
۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

بیشتر چیزایی که حقیقت دارن گول زننده به نظر می‌رسن.

تمام چیزهای سبز دنیا شگفت انگیزن، مگه نه؟ ما سخت کار می‌کنیم تا از اونا خلاص بشیم در حالی که بعضی وقتا اونا دقیقاً چیزی هستن که نجاتمون می‌دن.

همیشه توی قصه‌ها آدم خیلی خوب وجود نداره. خیلی بد هم همینطور. همه چیزی بین این دو هستند.

تو فقط آرزو می‌کردی اون درد تموم بشه. دردی که مال خودت بود. دردی که تو رو منزوی کرده بود. همه ی انسان‌ها این آرزو رو میکنن.