درشتی

۳.۶ از ۵ · ۱ رأی۱۰۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

بهار همه‌جا نشسته بود. باد بوی تلخ شکوفه بادام کوهی می آورد. صورتش گل انداخته بود و به زیبایی و ظرافت نانی نازک، شده بود. غرشی بیشه را لرزاند. چند شکوفه از درخت بادام کوهی پرپر زد و روی زمین ریخت. سلیمه هراسان از جا پرید. سه هواپیما اوج می گرفتند. در پس تپه‌ای عبار انفجاری در هوا پهن می‌شد. بوی بد و نا آشنایی، جای بوی تلخ شکوفه‌ها‌ی بادام را می‌گرفت...

تعداد صفحه
۱۰۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۱۹۴۱۴۴
سال نشر
۱۳۹۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.