اکو (2) داستان مایک

Echo

۴.۴ از ۵ · ۲ رأی۱۶۸ صفحه۳ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

۲ سال پس از فرار فردریش، سازدهنی در گوشه دیگر دنیا به دست مایک فلانری، نوازنده با استعداد پیانو می‌افتد، مایک پسربچه‌ای است که با برادر کوچکش در پرورشگاهی در پنسیلوانیا زندگی می‌کند و به دنبال یافتن خانواده‌ای است که بتواند با برادرش در کنار هم زندگی کنند. آن‌ها به طور اتفاقی ساز دهنی را از دست‌فروشی می‌خرند و این بار ساز دهنی زندگی این دو برادر را دستخوش تغییر می‌کند و راه‌های روشنی رو به آینده می‌گشاید.

تعداد صفحه
۱۶۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۱۱۱۵۲۸
سال نشر
۱۳۹۵
تعداد نقل قول
۳
نسخه‌ها
جلد کتاب اکو (1) داستان فردریش
جلد کتاب اکو 3 داستان آیوی
جلد کتاب پژواک
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳ نقل قول

وقتی که می‌نواخت،به این فکر می‌کرد که گرشوین چگونه بیشتر قطعاتش را در قطار نوشته است. با آن تکان ها،لرزش‌ها و تق تق‌های روی ریل قطار. گرشوین صدای موسیقی را بین آن همه سر و صدا می‌شنید. هر قطعه را مثل رژه ای می‌دید مرکب از مردمی با رنگ‌های مختلف،پولدار و فقیر،ساکت و شلوغ،آمیزه ای از انسانیت.

شنیدی میگن کسی احساس بلوز داره؟معنیش اینه که از زندگی ناراحته یا افسرده است. موسیقی بلوز هم راجع به تموم درد و رنج‌های زندگیه که مردم توی قلبشون احساس میکنن. درباره چیزهاییه که مردم معمولی می‌خوان ولی ندارن. بلوز یه نوع موسیقیه که تمنای زندگی رو با خودش داره.

اگر چیزی به طرز غیر قابل باوری خوب باشد،حتما یک فریب است.

ای زیبا،با آسمان فراخت با دانه‌های کهربایی گندم زارانت با کوه‌های ارغوانی با شکوهت بر فراز دشت‌های حاصلخیزت سرزمین من،سرزمین من! رحمت خدا ،همواره بر تو باد با اتحاد،نیکی به اوج می‌رسد از غرب،تا شرق درخشانت!

موسیقی مال نژاد و گروه خاصی نیست. هر سازی صدای خودش رو داره. موسیقی زبون بین‌المللیه. موسیقی می‌تونه تموم فاصله‌ها رو بین مردم از بین ببره.