اکو (1) داستان فردریش
Echo
- نوشته پم مونیوس رایان
- ترجمه فروغ منصورقناعی
- ناشر پرتقال
فردریش اسمیت ۱۲ ساله، پسری با استعداد و خارقالعاده در موسیقی، هنگام به قدرت رسیدن هیتلر با پدر و خواهرش در آلمان زندگی میکند. او یک ماهگرفتگی روی صورتش دارد که باعث میشود بچهها در مدرسه مسخرهاش کنند. علاوه بر آن با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان، دولت اصرار دارد او باید مقطوعالنسل شود تا ایراد چهرهاش به نسل بعدی منتقل نشود، برای همین فردریش تصمیم میگیرد فرار کند. نقطه روشن زندگی او، یافتن یک سازدهنی است، سازی که به او قدرت میدهد.
- تعداد صفحه
- ۱۸۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۸۱۱۱۵۳۵
- سال نشر
- ۱۳۹۵
- تعداد نقل قول
- ۲
نقل قولها و فعالیتها
۲ نقل قول
وقتی که مینواخت،به این فکر میکرد که گرشوین چگونه بیشتر قطعاتش را در قطار نوشته است. با آن تکان ها،لرزشها و تق تقهای روی ریل قطار. گرشوین صدای موسیقی را بین آن همه سر و صدا میشنید. هر قطعه را مثل رژه ای میدید مرکب از مردمی با رنگهای مختلف،پولدار و فقیر،ساکت و شلوغ،آمیزه ای از انسانیت.
شنیدی میگن کسی احساس بلوز داره؟معنیش اینه که از زندگی ناراحته یا افسرده است. موسیقی بلوز هم راجع به تموم درد و رنجهای زندگیه که مردم توی قلبشون احساس میکنن. درباره چیزهاییه که مردم معمولی میخوان ولی ندارن. بلوز یه نوع موسیقیه که تمنای زندگی رو با خودش داره.
اگر چیزی به طرز غیر قابل باوری خوب باشد،حتما یک فریب است.
ای زیبا،با آسمان فراخت با دانههای کهربایی گندم زارانت با کوههای ارغوانی با شکوهت بر فراز دشتهای حاصلخیزت سرزمین من،سرزمین من! رحمت خدا ،همواره بر تو باد با اتحاد،نیکی به اوج میرسد از غرب،تا شرق درخشانت!
موسیقی مال نژاد و گروه خاصی نیست. هر سازی صدای خودش رو داره. موسیقی زبون بینالمللیه. موسیقی میتونه تموم فاصلهها رو بین مردم از بین ببره.
داستانی زیبا با محوریت موسیقی،جنگ ،شجاعت و عشق. گویا قرار است در ۳ داستان مجزا که با نخی نازک و به وسیله یک سازدهنی به هم مرتبط هستند،همرا باشیم. در جلد اول سرگذشت ابتدایی این سازدهنی و زندگیهای مرتبط با آن به رشته تحریر درآمده و گیرایی و پویایی جهت ادامه داستان نیز به وفور فراهم است.


