روزی که فضایی‌ها آمدند

۴ از ۵ · ۲ رأی۲۴۰ صفحه۱۰ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

نویسنده‌ای به سفارش فضایی‌ها از سیاره‌ی سینستر مشغول نوشتن داستان است، اما سینستری‌ها از او می‌خواهند داستانش را عوض کند: آلیس قصه را که حتما دختری است شبیه به استان آلزاس فرانسه، عاشق کشوری بزرگ‌تر کند که شبیه به چوب شور باشد. مردی از اهالی تگزاس در لاتاری فضایی‌ها برنده شده و زندگی آگاممنون را تکرار می‌کند. همسرش، کلیتمنسترا، قصد کشتنش را دارد چون آگاممنون طبق روایت هومر دخترشان را قربانی کرده؛ اما او می‌گوید روایت دیگری هم از داستان هست که طبق آن آندرومدا را به جزیره‌ای دوردست فرستاده.

تعداد صفحه
۲۴۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۸۲۱۹۸۱
سال نشر
۱۳۹۵
تعداد نقل قول
۱۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۰ نقل قول

ما ساکنان کره زمین یک ایراد مشترک در کارمان هست؛هر چیزی به‌مان تعارف کنند قبول می‌کنیم؛چه احتیاجش داشته باشیم،چه نه.

از قدیم خبر داشتم که پول چرک کف دست است و زندگی هم گندبازاری است برای خودش. نمی‌شود گفت آدم مذهبی‌ای هستم. به نظرم همه چیز بخت و بداقبالی محض است توی دنیایی که همه چیز آوار شده روی سرمان و حتی ایزدان هم از ما متنفرند.

کفاره دادن برای موقعیت‌های اساطیری هیچ وقت تمام نمی‌شود. وارد ناشناخته شدن،جوهره انسانیت است.

هیچ کس با تبدیل مورد بدتر چیزی به بهترش یاد نمیگیرد.

ما از طریق گناه یاد می‌گیریم. این طور به معصومیت بر می‌گردیم.