دختری در قطار

The girl on the train

امتیاز نداده‌اید

قطار رد شد. صدایی از پشت سرم شنیدم و آنا را دیدم که از اتاق بیرون می‌آید. به سرعت به طرف ما دوید، وقتی کنار او رسید زانو زد و دست‌هایش را روی گلوی تام گذاشت. تا هنوز نگاهی حاکی از هراس و درد را در چهره‌اش داشت. خواستم به او بگویم، نه فایده‌ای ندارد حالا دیگر نمی‌توانی به او کمک کنی، اما بعد فهمیدم که سعی نداشت جلوی خونریزی را بگیرد. می‌خواست مطمئن بشود. فنر در بطری را باز کن را پیچاند و بیش‌تر و بیش‌تر در گلویش فرو برد و در تمام مدت آرام آرام با او صحبت می‌کرد. نمی‌توانستم بشنوم که چه می‌گفت.

تعداد صفحه
۳۴۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۲۱۱۰۵۱
سال نشر
۱۳۹۵
نسخه‌ها
جلد کتاب دختری در قطار
جلد کتاب دختری در قطار
جلد کتاب دختری در قطار
جلد کتاب دختری در قطار
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

وجود زن دیگه‌ای تو زندگی‌ت یه تحریک جنسی بزرگه؛ هیچ‌جوری نمی‌شه اینو انکارش کرد. تو اون کسی هستی که مرد در برابرت هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه جز این‌که به همسرش خیانت کنه، حتا اگه عاشقش باشه. این دقیقاً نشون می‌ده که تو چقدر غیرقابل‌مقاومتی، چقدر مردا در مقابلت ناتوان‌ان.

جون‌کندنی سخت‌تر از این نیست، هیچی نمی‌تونه عذاب‌آورتر از ندونستن باشه، ندونستنی که هرگز پایانی نداره.

کی می‌گه تو این راهی که درست حالا در پیش گرفتم، مدام حس پایان بهم دست نمی‌ده؟ بدون امنیت، با خودخوری؟ شاید من بخوام دوباره شروع کنم و دوباره و بالاخره بازم به انتها برسم، با این اقرار قدیمی که هیچ جایی برا رفتن نیست. شاید. شاید نه. شاید باید خطر کرد. نباید؟

حفره‌های زندگی ابدی‌ان، باید اونا رو دور خودت باز کنی، مثل ریشه‌های درخت که دورتادورش به هم چسبیده‌ن باید خودت کالبدت رو از توی رخنه‌ها و درز و شکاف‌ها بیرون بکشی، این تمام چیزیه که می‌دونم!

پدرمادرا مراعات هیچی رو نمی‌کنن، جز بچه‌هاشون. انگار اونا توی مرکز جهان وایسادن و تمام واقعیتی هستن که به حساب می‌آد. هیچ‌کس دیگه اهمیتی نداره، درد و رنج یا شادی، هیچی. هیچ‌کدوم اینا انگار واقعی نیستن.