دختری در قطار

The girl on the train

امتیاز نداده‌اید

ریچل هر روز و هر شب سوار یک قطار می‌شود. هر روز روی ریل‌ها حرکت می‌کند و از کنار خانه‌های گرم و نرم حومه شهر می‌گذرد. هر بار که قطار پشت چراغ خطر توقف می‌کند، ریچل می‌تواند زوجی را تماشا کند که روی ایوان‌شان صبحانه می‌خورند، او حتی کم کم احساس می‌کند آن‌ها را می‌شناسد. اسم‌شان را گذاشته جس و جیسون، زندگی آن‌ها، از دیدگاه ریچل بی‌نقص است. درست مثل زندگی‌ای که خودش داشت و از دست داد. و بعد، ریچل صحنه تکان‌دهنده‌ای می‌بیند. او تا حرکت قطار فقط یک دقیقه فرصت دارد، اما همین یک دقیقه کافی‌ست. حالا همه چیز عوض شده. ریچل که دیگر نمی‌تواند این راز را با خودش نگه دارد، می‌رود پیش پلیس. اما آیا ریچل واقعا همان قدر بی‌اساس حرف می‌زند که آن‌ها فکر می‌کنند؟ او تحت بازجویی‌های مکرر پلیس قرار می‌گیرد و زندگی‌اش به زندگی آدم‌های درگیر این اتفاق گره می‌خورد. آیا او بیش‌تر از اینکه کمک کند، ضرر زده؟

تعداد صفحه
۳۵۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۹۴۳۵۵۳
سال نشر
۱۳۹۶
نسخه‌ها
جلد کتاب دختری در قطار
جلد کتاب دختری در قطار
جلد کتاب دختری در قطار
جلد کتاب دختری در قطار
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

وجود زن دیگه‌ای تو زندگی‌ت یه تحریک جنسی بزرگه؛ هیچ‌جوری نمی‌شه اینو انکارش کرد. تو اون کسی هستی که مرد در برابرت هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه جز این‌که به همسرش خیانت کنه، حتا اگه عاشقش باشه. این دقیقاً نشون می‌ده که تو چقدر غیرقابل‌مقاومتی، چقدر مردا در مقابلت ناتوان‌ان.

جون‌کندنی سخت‌تر از این نیست، هیچی نمی‌تونه عذاب‌آورتر از ندونستن باشه، ندونستنی که هرگز پایانی نداره.

کی می‌گه تو این راهی که درست حالا در پیش گرفتم، مدام حس پایان بهم دست نمی‌ده؟ بدون امنیت، با خودخوری؟ شاید من بخوام دوباره شروع کنم و دوباره و بالاخره بازم به انتها برسم، با این اقرار قدیمی که هیچ جایی برا رفتن نیست. شاید. شاید نه. شاید باید خطر کرد. نباید؟

حفره‌های زندگی ابدی‌ان، باید اونا رو دور خودت باز کنی، مثل ریشه‌های درخت که دورتادورش به هم چسبیده‌ن باید خودت کالبدت رو از توی رخنه‌ها و درز و شکاف‌ها بیرون بکشی، این تمام چیزیه که می‌دونم!

پدرمادرا مراعات هیچی رو نمی‌کنن، جز بچه‌هاشون. انگار اونا توی مرکز جهان وایسادن و تمام واقعیتی هستن که به حساب می‌آد. هیچ‌کس دیگه اهمیتی نداره، درد و رنج یا شادی، هیچی. هیچ‌کدوم اینا انگار واقعی نیستن.