عشق هرگز نمیمیرد (بلندیهای بادگیر)
wuthering heights
- نوشته امیلی برونته
- ترجمه یوسف سیفی
- ناشر یاران
تازه از ملاقات صاحبخانهام برگشته بودم. او مردی تنها و گوشهگیر بود که شاید بعدها با او به مشکل برخورد کنم. روستای زیبایی که حتی در تمام سرزمین انگلستان هم نمیتوانستم جایی به آرامی اینجا پیدا کنم که از هیاهوی شهرها و مردم خبری در آن نبود و مکانی دنج برای کسانی که از مردم دوری میکنند، من و آقای هیث کلیف میتوانستیم به خوبی ، تنهاییهای خودمان را تقسیم کنیم. او مرد خیلی خوبی است...
- تعداد صفحه
- ۴۱۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۳۴۲۱۰۵
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
کینه توزی مثل یک شمشیر دولبه است زودتر از دشمن،سینه خود فرد را سوراخ میکند.
ابدیت یعنی حیات بی پایان، محلی برای پرواز دائمی پرنده عشق تا شادی قلب مان را به بیشترین درجه برساند.
خدایا من عاشق قاتل خودم هستم اما چطور میتوانم تو را به خاطر بلایی که سر خودت آورده ای ببخشم. چطور میتوانم ؟
هیت کلیف: مرا ببوس تا نگاهم به چشمانت نیفتد.
تو فکر میکنی سلامت بدنی یا قدرتی که دارم بعد از تو به چه درد من میخورد؟ بعد از تو زندگی برای من ارزشی ندارد. خدای من، زندگی بعد از تو چگونه است؟ به چه امیدی باید بارسنگین زندگی را به دوش بکشم؟ قرار است روحت را هم با خودت به گور ببری؟






