- نوشته خالد حسینی
- ترجمه زیبا گنجی - پریسا سلیمانزاده اردبیلی
- ناشر مروارید
اثری شگفتانگیز.. این داستان از جنس آن داستانهای فراموشنشدنی است که تا سالها با شما خواهد ماند. این رمان استثنایی تمام درونمایههای مهم ادبیات و زندگی را دربرمیگیرد: عشق، افتخار، گناه، ترس، رستگاری... این کتاب در من چنان تاثیرگذار بود که تا مدتها هرچیز که بعد از آن میخواندم، بیورح به نظر میرسید. بادبادکباز اولین رمان افغانی است که به زبان انگلیسی نوشته شده و داستانی تمامعیار را از خانواده، عشق و دوستی نقل میکند که تا قبل از آن در ادبیات داستانی سابقه نداشته است. این رمان به همان اندازه که عاطفی و جذاب است، بیاندازه استثنایی و تاثیرگذار است.
- تعداد صفحه
- ۴۵۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۱۵۴۲۳
- سال نشر
- ۱۳۹۷
نقل قولها و فعالیتها
فقط یک گناه وجود دارد، فقط یکی. آن هم دزدی است. همه ی گناهان دیگر از این گناه سرچشمه میگیرند. اگر کسی را بکشی، تو زندگی او را دزدیدی. حق همسر او را از داشتن شوهر میدزدی. پدر فرزندانش را میدزدی. دزدی تنها گناه غیر قابل بخشودنی بود و وجه مشترک تمام گناهان. وقتی دروغ میگویی، حق دانستن حقیقت را از کسی میدزدی. وقتی تقلب میکنی، عدالت را میدزدی. خلاصه، عملی پستتر از دزدی نیست.
آدم هایی بد در این دنیا هستند و گاهی فقط میخواهند بد بمانند. گاهی باید در مقابل آنها بایستی.
حتی اذیت کردن آدمهای بد هم کار درستی نیست چون آنها نمیفهمند. چون گاهی آدمهای بد هم خوب میشوند.
اگربابا چنین چیزی را بخشید، پس چرا نمیتواند مرا ببخشد که نتوانستم آن فرزندی که او همیشه میخواست باشم؟
دزدی تنها گناه غیر قابل بخشودنی بود و وجه مشترک تمام گناهان، وقتی کسی را میکشی، یک جان را میدزدی. حق یک زن را به داشتن شوهر میدزدی، از فرزند او یک پدر میدزدی. وقتی دروغ میگویی، حق دانستن حقیقت را از کسی میدزدی. وقتی تقلب میکنی، عدالت را میدزدی. عملی پستتر از دزدی نیست.


