مومو
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
@solveig
تهران
امتیاز
دنبالکننده
دنبالشونده
نقد
نقلقول
من سولویگم، خودمو تماشاگر صدا می زنم. یه نوجوون خوره کتاب. عاشق کتاب، موسیقی و نوشتن هستم. وبلاگم: http://kermetamamvaght.mihanblog.com/
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
وجود انسان، از مدتها پیش کاملا زیادی و بی مورد شده! تقصیر خودشان است خب! دنیا را به مرحله ای رسانده اند که دیگر جایی برای همنوعانشان باقی نمانده.
حالا فهمیدیم که اصلا نمیشود به بزرگترها امیدوار بود. من از اول هم بهشان بی اعتماد بودم. اما الان دیگر میخواهم راهم را به کلی ازشان سوا کنم.
به اعتقاد من بنی نابینا، حتی با چشمان نابینا، تنها شخصی است که میدانم میتواند با وضوح کامل ببیند. چون او قادر است فراتر از ظاهر را ببیند.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
و هرچه آدمها در استفاده از زمان بیشتر صرفه جویی میکردند،وقت کمتری برایشان باقی میماند.
اما خب، به هر حال گاهی وقتها تمام این چیزها به نظر آدم پوچ و بی اهمیت میآید. و این چیزی است که همه با آن آشنایی دارند.
چون زمان، خود زندگی ست. و زندگی در قلب انسان خانه دارد.
مومو فقط مینشست و سراپا گوش میشد، با تمام وجودش گوش میداد. در آن حال با چشمهای درشت و سیاهش زل میزد به آدم. و آدم یکهو احساس میکرد که به فکرهای جالبی دست پیدا کرده است. فکرهایی که همیشه در مغزش بوده اند و او تا آن موقع از وجودشان بی خبر بوده.
مردم برای تماشای واقعیتی که با مال خودشان فرق داشت سر و دست میشکستند.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
در زندگی لحظه هایی هست که آدم میداند هرگز فراموششان نخواهد کرد. هر چقدر هم که بخواهی فراموششان کنی، نمیتوانی، واقعا نمیتوانی.
دیدن خوشحالی مامان و تماشای گلهای آفتابگردان پشت پنجره دلم را روشن کرد و به آینده امیدوار شدم.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
داستان فوق العاده بود. نویسنده تونسته بود همه چیز رو به خوبی به تصویر بکشه، به طوری که احساس میکنی داری توی داستان زندگی میکنی.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
راستش هر چه قدر سعی کردم که این کتاب رو، شده حتی یه ذره دوست داشته باشم، موفق نشدم.