جستارهایی در باب عشق

Essays in love

۳.۹ از ۵ · ۴ رأی۲۲۸ صفحه۵ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

الیاس کانتی می‌گوید: دیدن ورای آدم‌ها آسان است. ولی ما را به جایی نمی رساند. به عبارت دیگر چه آسان و چه بی‌فایده در افراد عیب می‌یابیم، آیا وقتی عاشق می‌شویم بعضا به این دلیل نیست که، حتی به بهای کوری خودمان در این فرایند و آن لحظه خواسته‌ایم، دیدن ورای آدم‌ها را نفی کنیم؟ اگر بدبینی و عشق دو گزینه متقابل باشند، آیا عاشق شدن ما به این دلیل نیست که می‌خواهیم از موضع ضعف بدبینی نجات یابیم.

تعداد صفحه
۲۲۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۴۸۴۷۸۰
سال نشر
۱۳۹۷
تعداد نقل قول
۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۵ نقل قول

زمانی می‌کوشیم عاقل شویم که در می‌یابیم، با این دانش متولد نشده ایم که بدانیم چگونه زندگی کنیم، بلکه زندگی مهارتی است که باید کسب شود، مانند دوچرخه سواری یا پیانو نواختن.

زندگی بدون عشق و بدون آن که کسی به حرفم گوش بدهد، چه فایده ای داشت؟

برخی چیزها گفته می‌شوند، نه برای آن که به گوش کسی برسند، بلکه برای آن که مهم است که گفته شوند.

عشق یک طرفه ممکن است دردناک باشد، ولی درد امنی است، چون به کس دیگری جز خودمان صدمه نمی‌زند، دردی خصوصی و همان اندازه که تلخ و شیرین است، خودانگیخته نیز هست. اما به محض آن که عشق دو جانبه می‌شود، باید حالت انفعالی و ساده ی صدمه دیدن را رها کنیم و مسئولیت ارتکاب گناه را بپذیریم.

چرا مرا دوست نداری؟ همان اندازه سوال غیرممکنی است (هرچند کمتر آزاردهنده است) که پرسیدن این که چرا دوستم داری؟ در هردو مورد، در چارچوب عشق، رودرروی اراده ضعیف قرار می‌گیریم، در مقابل این واقعیت که عشق، موهبتی است که به ما هدیه شده، موهبتی که هرگز نه می‌توانیم و نه لیاقتش را داریم که تشخیص‌اش بدهیم. در پرسش‌هایی از این دست، مجبوریم یا به سوی خودبینی کامل تمایل پیدا کینم یا از طرف دیگر، به حقارت مطلق: مگر چه کرده‌ام که مستحق عشق باشم؟ پرسشی که عاشق شریف و فروتن می‌پرسد؛ کار بدی نکردم. مگر چه کرده‌ام که از عشق محروم باشم؟ – کتاب جستارهایی در باب عشق اثر آلن دوباتن