هنر همچون درمان

Art as therapy

۴.۱ از ۵ · ۲ رأی۲۵۶ صفحه۱۴۷ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

هنر هم مانند دیگر ابزارها قادر است توانایی‌های ما را به فراتر از آن چیزی گسترش دهد. که طبیعت در ابتدا در اختیارمان قرار داده است. در این باب، هنر برخی از ضعف‌های مادرزادی ذهنی، و نه جسمی ما را جبران می‌کند، ضعف‌هایی که می‌توانیم آن‌ها را نقص‌های روان‌شناختی بنامیم. پیشنهاد کتاب حاضر این است که هنر (مقوله‌ای که آثار طراحی، معماری و پیشه‌وری را در بر می‌گیرد) رسانه‌ای درمانی است که می‌تواند به هدایت و ترغیب و نسلی بینندگانش کمک کند و آن‌ها را قادر سازد نسخه‌های بهتری از خودشان باشند.

تعداد صفحه
۲۵۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۲۲۹۶۱۵۳
سال نشر
۱۳۹۸
تعداد نقل قول
۱۴۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۴۷ نقل قول

انگیزهٔ راستین هنر باید کاهش نیاز به آن باشد. نه به این معنا که یک روز باید ایمان‌مان به چیزهایی را از دست دهیم که هنر به آن‌ها می‌پردازد: زیبایی، عمق معنا، روابط خوب، تحسین طبیعت، درک نقایص زندگی، همدردی، شور و غیره؛ بلکه باید با درک و باورِ ایده‌آل‌هایی که هنر به نمایش می‌گذارد، برای دسترسی واقعی به چیزهایی که هنر صرفاً نمادی حال هر چه‌قدر که زیبا و دقیق از آن‌هاست مبارزه کنیم. هدف نهایی هنردوستان باید ساخت جهانی باشد که در آن کمتر به آثار هنری نیاز داریم.

هنر تصویری از یک مقصد است؛ به ما نشان می‌دهد کجا باید برویم؛ بااین‌حال، ممکن است نشانه‌های زیادی دربارهٔ این‌که چه‌طور باید به آن‌جا برسیم ندهد. اغلب با آن مانند یک وسیلهٔ جادویی برخورد می‌کنیم که، به‌خودی‌خود، می‌تواند انزوا، بیماری، سردرگمی و سنگ‌دلی را درمان کند؛ به عنوان مثال، مواجهه با نسخه‌ای از اثر هنری مور که یادآور یک خانوادهٔ معمولی و صمیمی و همدل است در باغ گیاه‌شناسی بروکلین تأثیرگذار است؛ چون می‌دانیم اغلب خانواده‌ها این‌گونه نیستند و این باغ در موارد بسیاری شاهد وضعیت‌های تلخ استیصال، مناقشات دل‌شکن، بی‌رحمی‌های عبوسانه و تفاهم نداشتن بوده است. مور به طرز حیرت‌آوری در شکل دادن به برنز مهارت داشت، اما برنامه‌های متخصص آموزش نوجوانان که در همان نزدیکی در دانشگاه شهر نیویورک برگزار می‌شود به طور دقیق‌تری به واقعی کردن امیدهایی اختصاص دارند که این هنرمند به آن‌ها اشاره کرده است.

روابط خوب، شهرهای شیک، کارهایی که محترم و از نظر عاطفی و همچنین از نظر مالی رضایت‌بخش‌اند آثار هنری واقعی هستند و چیزهایی را که ما هنر می‌نامیم در مقایسه با آن‌ها صرفاً اشاره‌ها و راهنماهایی نسبی‌اند.

احترام حقیقی به هنر لزوماً مطالعهٔ بی‌پایان آن نیست؛ این است که خوبی‌ای را که با قدرت در آن به نمایش درآمده است به حوزهٔ عمل بکشانیم. علاقه به هنر اغلب مردم را به سمت هنرمند شدن یا محقق دانشگاهی شدن کشانده است، درحالی‌که می‌توانستند وارد تجارت، خدمات مشاورهٔ شغلی و جذب نیرو، دولت، مؤسسات زوج‌یابی، تبلیغات یا زوج‌درمانی شوند. کار کردن در این مشاغل به معنای پایین آمدن از سطوح ایده‌آل درک هنر نیست. این‌ها در واقع مکان‌هایی هستند که ارزش‌هایی که به طور سنتی در هنر بررسی شده و گسترش یافته‌اند می‌توانند به طور نظری جدی گرفته و واقعی شوند.

پوسن به ازدواج علاقه‌مند بود و در آیین ازدواج مفهومی بسیار زیبا و جدی از این نهاد را به عنوان اتحاد معنوی دو نفر به ما نشان می‌دهد. آن‌ها در حضور خانواده و اجتماع و در کمال آگاهی از عمیق‌ترین دیدگاه‌های خود در باب معنای زندگی که در این اثر به وسیلهٔ ایمان مذهبی آن‌ها به تصویر کشیده شده است وعده‌هایی به‌هم می‌دهند و این‌گونه اتحاد معنوی آن‌ها پاس داشته می‌شود. احتمالاً مشکل ما این نیست که تحت‌تأثیر چنین ایده‌آل‌هایی قرار نمی‌گیریم یا نسبت به فضای تعهد بی‌تفاوت هستیم؛ مشکل این‌جاست که مطمئن نیستیم قدم بعدی چیست. اگر تحسین‌کنندهٔ این تصویر و اخلاقیات آن باشید در ادامه چه باید بکنید؟