سمیرا نرفته است
۱۴۰ صفحه
- نوشته هادی خورشاهیان
- ناشر آنیما
امتیاز ندادهاید
یادش رفته بود کلاهش را از روی جالباسی بردارد. همهاش تقصیر کلاه لعنتی بود. اگر کلاه را برداشته بود، حتی یک درصد هم احتمال نداشت تا قبل از ساعت هشت شب به خانه برگردد. اگر برنگشته بود نادر را نمیدید که از روی دیوار پرید توی حیاط. اگر نادر را نمیدید، خونش به جوش نمیآمد. اگر خونش به جوش نمیآمد در را باز نمیکرد و نمیپرید توی خانه. همهاش تقصیر کلاه لعنتی بود...
- تعداد صفحه
- ۱۴۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۸۹۴۷۵۰۹
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.